X
تبلیغات
درعصرامام زمان عج
امیدوارم که این وبلاگ وسیله ای باشد برای تعجیل در فرج حضرت مهدی علیه السلام

می نویسم یک حکایت

با دلی در فراسوی نوایت

می نویسم از وفایت

عابرم،

مثل هر رهگذری که مانده در اوج نگاهت

می زند فریاد از ژرف صدایت ، قلبم:

"دوست داشتن، دل تپیدن، رفتن و در آسمان ها در کنار روح تسکین خانه کردن...".

می نویسم در فراقت

من برایت

با صداقت، چشم در چشم است راهت.

کاش بمانم تا همیشه در خیالت.

می زنم فریاد با شوق دعایت:

باشد هر دم حافظت، یار رنگینم، خدایت.

زنده است دلکم تنها به عشق جای پایت.

آرزویم این است:

" مهدی صاحب زمان !

مهدی صاحب زمان، کاش بیایی از دیارت...

تا همیشه غرقم در انتظارت...".




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 

    

 

بيا گل نازم سرو نازم برگرد پيشم

 

آخه با وجود تو فقط من سرگرم ميشم

 

تو رو زماني که داشتم نياز بهت

 

تو رفتي و واسم نسوخت زياد دلت

 

 گفتي بايد برم خوب مرامم اينه

 

با اينکه ميدونستي تو دوريت عذابم ميده

 

گفتم آره برو تو واسم ثابت عشقه

 

من احساسيم اما تو عاشق عشقه

 

 نگو من بد بودم منو از ياد نبر

 

بذار خودم به همه بگم تو فرياد نزن

 

بايد فراموشت کنم اينو خوب ميدونم

 

اين شعرهم ماله تو که خوب ميخونم

 

خوب ميدونم که تو اون آدم سابق نيستي

 

من تو رو خيلي ميخوام و تو صادق نيستي

 

آره حرف بزن تو که آدمي ساکت نيستي

 

ده بگو بگو تو آدم سابق نيستي

  



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 

    

تا فهميدي دوستت دارم دلم برات بازيچه شد

خواستم که نفرينت کنم اما دلم راضي نشد

طفلي دلم نميدونست ميخواي که اونو بشکني

زياده حرفهاي دلم خودت نخواستي بشنوي

چرا نخواستي بشنوي حق حق شبونمو

چرا خواستي بشکني منو دل و غرورمو

چي رو ميخواستي ببيني اينکه دارم داغون ميشم

من که گفته بودم بمون واسه شبهات بارون ميشم

يادت مياد منو تو آتيش عشقت ميسوزوندي

منو با طعنه و حرفات جلومو نميکوبوندي

قلب مهربون منو چه ساده زدي شکوندي

ديدي آخرشم رفتي اينجا گذاشتي نموندي

جواب اينهمه اشکو بگو چه جور ميخواي بدي

فکر نميکردم يه روز منو تنها بذاري بري

  
 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:29 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..


اي زيبا روي كابوس هاي سردو تاريك من

 

چند شبيست

 

مرا در تاريكي ها و سرماي خيالم

 

تنها گذاشته اي

 

نكند تو هم

 

مرا

 

ترك كرده اي




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..



خيلي ستمه !!
ميدوني چي نه نمي دوني ديگه !
ساعت 5 صبح دلت بگه مي خوام بگيرم مي خواي بخواه نمي خواي نخواه!
عجب زمونه اي شده حريف دلتم نميشي



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:17 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 

کهنه فروش داد ميزنه : چراغ شکسته ميخريم ,
کفشاي پاره ميخريم ,اسباب کهنه ميخريم,
بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري ؟؟؟

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

كاشكي يك شب پا بشيم ما آتيش بازي كنيم

 دل بي تاب تو رو يه جوري راضي كنيم

 

تو بزرگي ، توئي اعظم ، تو يه ماه

 لب زيباي تو رو كمي نقاشي كنيم

 

تو نسيم سحري زير اين سقف كبود

گل زيباي دلُ کمی آب پاشی كنيم

 

 چشم آهوي تو رو تو يه قابي بگيريم

قد رعناي تو رو شب يلدائي كنيم

 

 تاب گيسوي گلت شب شيدائي ماست

بيا تا طعنه اي از شب رویایی كنيم

 

همه جا تاريكه ، همه جا بي رونق

بيا تا اسم تو رو غزل ماني كنيم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:12 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

ســـخـن دل

بسم ربّ المهدی (عج)

 

 

 

ای زلیخا ؛ دست از دامان یوسف بازکش             تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آور

ای دو سه تا کوچه ز  ما  دور تر                          نغمه تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی                            مهنت این غافله را کم کنی

کاش که همسایه  ما                                          ما یه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود                                یک شب حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد                            سینه ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت                                  شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است                                    نامه تو خط عوان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب                                    بر من ظلمت زده یک شب بتا ب

پرده بر انداز   ز   چشم ترم                                  تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار  و   مدد   کار ما                             کی؟؟؟  و کجا؟؟؟   وعده  دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد                       به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا   تو را بینم                        تویی که نقطه عطفی  به کنج   آیینم

کدام گوشه مشعر کدام کنج منا                             به شوق وصل تو  در انتظار   بنشینم

روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی                            روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

چو رو کنی ، برهد   درد   و رنج  نشناسیم                ز لطف روی تودست ازترنج نشناسیم

ببوسم خاک پاک جمکران                                    تجلّی خانه پیغمبران

خبر آمد خبری در راه است                                  سرخوش آن دل که ازآن آگاه است

شاید این جمعه بیاید ، شاید                                   پرده از چهر گشاید ،شاید

 

فاتحه ای برای شادی روح مرحوم آقاسی شاعر این شعر زیبا فراموش نشود.

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:10 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

سیرت عملی امام زمان (عج)

به هنگام رستاخیزِ مهدی علیه السلام آنچه هست ، دوستی و یگانگی است،تا آنجا که هرکس هرچه نیاز بردارد،بی هیچ ممانعتی. (الاختصاص،ص24)

در زمان این بزرگوار مومنان در معاملات از یکدیگرسود نگیرند.(وسائل الشیعه،ابواب تجارت).

حضرت بخشنده است،وبیدریغ، مال وخواسته، به این آن دهد.نسبت به عمّال وکارگزاران وماموران دولت خویش بسیار سختگیر باشدو با ناتوانان و مستمندان بسیاردلرحم و مهربان.

 

علامه المهدیّ ، أن یَکونَ شدیداً عَلی العُمّال ، جواداً بِالمال ، رحیماً بِالَمساکین. (همان)

 

مهدی (ع) در رفتارچنان است که گویی با دست خود،کره و عسل،به دهان مسکینان می نهد.(همان،ج1،ص297)

حضرت چونان امیرالمومنین (ع) زندگی کنند،نان خشک بخورند و با پارسایی بِزیَد.

منتـــظر پست بعدی که راجع به((( سیرت انقــلابی حضرت)))که در نوع خود بسیار مهم میباشد باشید.

 

[[بیایید راه درست را . . . ]]

[[به امید ظهور هر چه زودتر آقا...انشاءالله.]]

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:5 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

آرزوی عـــــاشــــقـــــــان

شب جمعه میباشدو شاید                     شاید اینبار انتظارم به پایان آید

شاید این جمعه،جمعه موعودباشد          رهایی ز غم و تنهایی باشد  

جمعه ای با خود حضرت باشیم               شاد و خرم ز حضور ایشان باشیم

ای کاش که این بار نیمه شعبان را         باحضور حضرت برگزار میکردیم.

                                           




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:59 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

رئیس جمهور گفت : بالاترین رسالت فرهنگی ما دعوت به امام عصر (عج) به عنوان حقیقت اصلی است .

به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به استان ایلام ، دکتر محمود احمدی نژاد که صبح امروز در جمع علما و روحانیون ایلام سخن می گفت ، تاکید کرد : نقطه اوج دعوت پیامبران و صالحان در طول تاریخ وعده حاکمیت جهانی اسلام وعدالت و ظهور منجی بوده است .

رئیس جمهور با اشاره به  اینکه حقیقت و جوهره کار فرهنگی منجر به تغییر در انسانها می شود، افزود : کانون اصلی و اثر بخش در کار فرهنگی فطرت نهفته در دل انسانها است.

وی با بیان اینکه جریانات متعددی با تهاجم فرهنگی همواره در پی تخریب انسانها بوده اند گفت: جریان حق همواره در راستای آگاهی بخشی و نجات انسانها گام برداشته است.

دکتر احمدی نژاد فرهنگ سازی را مهمترین هدف وکار جامعه دانست و گفت: امروز باید با قدرت وتوان بالا در حل مشکلات مردم کوشا باشیم و بدانیم همه کارها برای رسیدن به هدف متعالی و بالاتر است.

رئیس جمهور با بیان اینکه همه تلاش ها در زمینه های مختلف برای رشد وکمال انسانها است خاطر نشان کرد: کار فرهنگی اساس تمامی اقدامات است که باید انجام شود.

وی با اشاره به اینکه مساجد نقش برجسته ای در پرورش انسانهای کمال یافته دارند گفت: نقش مسجد در تربیت و پرورش انسانها مهم و دارای اولویت است ، حقیقت مساجد در کار فرهنگی و تقویت انسانها است که این امر نیز از مهمترین وظیفه علما به حساب می آید.


امانت داری و اخلاق مداری

استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز است.  




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:55 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

حضرت امام محمد تقی علیه السلام، درماه مبارك رجب سال 195هجری به دنیا آمد و در ماه ذیقعده سال 220 در 25 سالگی به شهادت رسید .
زندگی آن حضرت اگر چه بر اثر شقاوت ظالمانه روزگار، دیری نپایید، اما در آن مقطع زمان، روشنی بخش روح و جان شیعیان بود .
قرن دوم و سوم هجری برهه‎ای حساس و پرتلاطم در تاریخ شیعه است . شیعیان پس از روزگاری دشوار در مسیر پرتلاطم جریان‎های فكری و عقیدتی قرار داشتند و در برابر هجوم ظالمانه دشمنان پایداری می‎كردند. حضرت امام جواد علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش، حضرت امام رضا علیه السلام در خردسالی، در سن هفت سالگی زمام قافله امت را به دست گرفت و به امامت رسید. امام جواد علیه السلام نخستین امام شیعیان است كه در خردسالی به امامت رسید. این مساله بر اثر طعن مخالفان و توطئه ظالمان مایه حیرت و سرگردانی برخی از شیعیان بود. آنان كه از دسترسی به ساحت حضرت امام محروم بودند، با گونه‎ای تنش و اضطراب فكری مواجه شدند، اما بر اثر خودگرایی شیعه و ایمان ژرف به مفهوم سترگ امامت اندك اندك از حجم ابرهای تیره تردید و تزلزل كاسته شد.(1)
زمینه سازی برای امامت حضرت جواد علیه السلام، ظاهرا از زمان امام صادق علیه السلام آغاز شده بود، ابوبصیر از اصحاب امام صادق علیه السلام می‎گوید: بر آن حضرت وارد شدم در حالی كه پسر پنج ساله‎ای دست مرا گرفته بود، سپس امام فرمود: چگونه خواهید بود زمانی كه همانند این پسر حجت خدا بر شما گردد. (2) امام رضا علیه السلام نیز گاه شیعیان را به این مساله مهم توجه می‎داده است، از ابونصر بزنطی نقل شده است كه، من و صفوان بن یمینی بر امام رضا علیه السلام وارد شدیم – در حالی كه ابوجعفر (امام جواد علیه السلام) كه سه سال سن داشت ایستاده بود، ما عرض كردیم فدایت گردیم، اگر پناه بر خدا اتفاقی بیفتد، بعد از شما چه كسی امام است؟
حضرت فرمود: همین پسرم. و با دست به ابوجعفر علیه السلام اشاره كرد، ما عرض كردیم با این كه او در این سن و سال است؟
حضرت فرمود: آری! در همین سن و سال خدای تبارك و تعالی به حضرت عیسی علیه السلام كه دو ساله بود، احتجاج فرمود. (3)
این كه كودكی خردسال رهبری امت را عهده‎دار شود، نخستین بار در مورد امام جواد علیه السلام تحقق یافت، سن كم آن حضرت حتی عده‎ای از شیعیان را درباره مسئله امامت به تردید انداخته بود به گونه‎ای كه گاه سؤال می‎كردند تا زمانی كه ایشان به سن امامت برسند، چه كسی امام شیعه خواهد بود؟ و خواص شیعه پاسخ می‎دادند، اگر بنا به فرموده ائمه اطهار حضرت جواد، امام و پیشواست سن كم او مسئله‎ای نیست و او با وجود سن كم شایستگی اداره امور مسلمین را دارد .
به هر حال مراجعات مكرر به ایشان و پاسخ بدون تأمل آن حضرت به سؤالات، عظمت و مقام علمی ایشان را بر همگان ثابت نمود.
ایام حج بود، چهل نفر از علمای بغداد و سایر شهرها جمع شده، به قصد حج حركت كردند از طریق مدینه آمدند تا امام جواد را ببینند . وقتی به خانه امام جعفر صادق علیه السلام وارد شدند آنجا خالی بود، آمدند روی فرش بزرگی نشستند، در این هنگام عبدالله بن موسی به طرف آنها آمد و بالای مجلس نشست، منادی صدا زد، این فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله است هر كس مسئله‎ای دارد سؤال نماید.
سپس خود مسائلی سؤال كرد و او پاسخ‎های نادرست داد، لذا شیعیان متحیر و محزون شدند و فقها هم مضطرب گشتند بلند شدند و تصمیم گرفتند برگردند، پیش خودشان فكر كردند، اگر امام جواد علیه‎السلام‌ امام بود پاسخ مسائل را تكمیل می‎كرد، در این هنگام دری از بالای مسجد باز شد و موفق خادم امام جواد علیه السلام وارد گردید و گفت این ابوجعفر است، پس همه بلند شدند و به طرف او رفتند و جلوی ایشان قرار گرفتند و بر او سلام كردند، سپس امام در حالی كه دو پیراهن بر تن و عمامه‎ای بر سر داشت و در پاهایش نعلین بود وارد شد و نشست . همه مردم ساكت شدند تا این كه كسی كه مسائلی داشت بلند شد و مسائل خود را بیان كرد، امام جواد پاسخ‎های صحیح و كامل داد لذا همه خوشحال شدند و برای حضرت دعا كردند و از او تشكرنمودند و به ایشان عرض كردند، عموی شما عبدالله چنین و چنان فتوا داد!
امام فرمود: لااله الاالله ای عمو فردای قیامت برایت بسیار گران خواهد بود كه پیش خدا بایستی و خدا به تو بگوید چرا بدون علم و آگاهی برای بندگان فتوا دادی درصورتی كه در میان امت از تو عالم‎تر موجود بود!
(4) در حدیث علی بن جعفر عموی امام رضا علیه السلام هم این مشكل ترسیم شده و امامت امام جواد علیه‎السلام اثبات گردیده است. خصوصا با توجه به اینكه علی بن جعفر، معاصر برادرش امام موسی بن جعفر علیه السلام و برادرش امام رضا و امام جواد علیه السلام بود … از ایشان نقل شده كه گفت:
خداوند ابوالحسن امام رضا را یاری نمود وقتی كه برادر و عمویش به او ستم كردند و حدیثی را نقل می‎كند تا می‎رسد به اینجا كه می‎گوید: پس من بلند شدم و دست امام جواد علیه السلام فرزند امام رضا علیه‎السلام را گرفتم و گفتم، پیش خدا شهادت می دهم كه تو امام من باشی .
این حدیث و سند محكم و امثال آنها كه تعداد آنها هم زیاد است، اهمیت فراوان دارد و اضطرابی را كه در مورد مساله امامت بعد از امام روشن می‎سازد. مخصوصا با توجه به این كه امام در سنین كودكی بود و خداوند هم تا اواخر سال‎های عمر امام رضا علیه السلام به ایشان فرزندی عطا نكرده، همین باعث پریشانی عده‎ای از پیروان اهل‎بیت در مورد جانشینی امام رضا علیه السلام گردیده بود، لذا در هر مناسبتی كه امام هشتم علیه السلام را ملاقات می‎كردند از ایشان در مورد جانشینی پرسش می‎نمودند و امام هم به آنها اطمینان می‎داد كه جانشین او، فرزندش است. بالاخره خداوند آن فرزند را به او عطا نمود، وقتی كه امام جواد علیه السلام متولد شد، طبعا سؤالات بسیاری جهت شناختن جانشین او به سویش سرازیر شد كه آیا محمدجواد علیه السلام كه كودك است امام و جانشین خواهد بود؟ اگر چنین باشد او چگونه سختی و بار امامت را با آن سن و سال كم به دوش می‎كشد؟ امام رضا علیه السلام هم تأكید می‎كرد كه امام پس از خودش فرزندش محمدجواد علیه السلام است و اوست كه شایسته این مقام است .

حاكم ابوعلی فرزند احمد بیهقی نقل كرد كه محمد بن یحیی صولی به من گفت كه عون بن محمد به ما گفت: ابوحسین بن محمد بن ابی عباد كه همراه فضل بن سهل كاتب امام رضا علیه السلام بود گفت: امام رضا هیچ وقت پسرش امام جواد را با اسم صدا نمی‎كرد، بلكه همیشه او را با كنیه یاد می‎كرد و می‎گفت: ابوجعفر علیه السلام به من نوشت و من به ابوجعفر كه در مدینه زندگی می‎كرد و كودك بود نوشتم، او را با تعظیم خطاب می‎نمود و ابوجعفر (امام جواد) در نهایت فصاحت و بلاغت و زیبایی پاسخ می‎داد و من شنیدم كه امام رضا علیه السلام می‎فرمود: ابوجعفر وصی من و جانشین من بعد از من در میان خاندانم است.(5)
بدیهی است كه مسأله اعجازآمیز خردسالی امام مبتنی بر بنیادهای پوشیده و غیبی جهان است، آن كس كه بتواند در چنین سن و سالی، رهبری قومی را كه در سرزمین‎های دور و نزدیك گسترده بودند، عهده‎دار شود و در برابر تهاجم انبوه دشمنان از جان نلغزد و پایدار بماند، هاله‎ای از الهام غیبی را بر گرد وجود خویش دارد .
این بود كه شیعیان به وجود حضرت دلگرم می‎شدند و در طریق حق‎جویی و عدالت طلبی گام می‎زدند . از آن حضرت نقل است كه فرمود: «ستمگر و یاری كننده او و راضی به عمل او، شریك یكدیگرند و روز اجرای عدالت درباره ظالم دشوارتر است از روز ستمكاری ظالم بر مظلوم.» (6)
مأمون پس از شهادت امام رضا، امام جواد را به بغداد آورد تا او را تحت كنترل خود درآورد و مدینه را كه به عنوان كانون خطر و شورش علویان احساس می‎شد از وجود محور خالی سازد. وقتی امام به بغداد تشریف آوردند درباریان و مشاهیر عصر جهت تحقیر آن حضرت كه در آن زمان 10- 11 سال بیش نداشت، جلسه‎ای تشكیل دادند تا سئوالات حل نشده خویش را مطرح نمایند، در این جلسه كه از سوی مأمون تشكیل شده بود یحیی بن اكثم قاضی القضاة حكومت عباسی رو به امام جواد علیه السلام كرد و سؤال كرد: درباره شخص محرمی كه مرتكب شكار شده است چه می‎فرمایید؟
امام در پاسخ به سؤال وی چنان حكیمانه شقوق مختلف قضیه را متذكر شدند كه یحیی عاجزانه از امام خواست تا حكم صور مختلف قضیه را بیان فرماید .
آن حضرت شروع به سخن فرمود:
این مسأله صورت‎های فراوانی دارد، آیا در خارج حرم بوده یا در داخل، از حرمت این كار اطلاع داشته یا نه، عمدا كشته یا سهوا، بنده بود، یا آزاد، صغیر بوده، یا كبیر، بار اول بوده یا بار دوم، صید پرنده بود، یا غیر پرنده، كوچك بوده یا بزرگ، كشنده از كار خود پشیمان شده یا قصد تكرار آن را دارد، در شب صید كرده بود یا روز، احرام او احرام عمره بود یا احرام حج؟
پس از بیان مفصل امام در رابطه با شكار محرم، حضرت رو به حاضران نمود سؤالی مطرح كردند كه همگان از پاسخ بدان فرو ماندند و امام به مسأله مذكور نیز پاسخ فرمود .
درباره شهادت حضرت امام جواد علیه السلام روایت‎های گوناگونی وجود دارد، اما آنچه از تفحص متون روایی برمی‎آید این است كه آن حضرت به دست همسرش ام الفضل دختر مأمون و به نیرنگ و فرمان معتصم عباسی مسموم گشت و به شهادت رسید .
مرحوم علامه محمدحسن مظفر آورده است كه خلیفه علما را گرد می‎آورد تا با آن حضرت مناظره نمایند به این گمان كه در او لغزشی بیابد و از مقام و منزلت او بكاهد .
یك بار نامه‎هایی را جعل كرد كه مردم را به بیعت آن حضرت فرامی‎خواند تا بهانه‎ای برای هتك حرمت امامت باشد، اما این توطئه‎ها عاقبتی جز افزونی مرتبت امام در پی نداشت از این رو كینه و خشم معتصم افزونی گرفت، یك بار او را به زندان افكند و زمانی كه تصمیم به قتل آن حضرت گرفت او را از زندان آزاد كرد و همسر آن حضرت دختر مأمون را وادار كرد تا حضرت را با زهر به شهادت برساند، پس از شهادت حضرت شیعیان اطراف خانه او اجتماع كردند و چون معتصم در صدد بود كه آنان را از تشییع پیكر آن حضرت بازدارد، با شمشیرهای آخته برای پایداری تا پای مرگ هم پیمان شدند.(7)

پی‎نوشت‎ها:
1- زندگانی سیاسی امام جواد، جعفر مرتضی العالمی، ترجمه سید محمد حسینی، ص 26 .
2- اصول كافی، ج 1، ص 214 .
3- بحارالانوار، ج 50، ص 35 .
4- همان، ص99
5- سرچشمه‎های نور، امام جواد علیه السلام، ص 85
6- بحارالانوار، ج50، ص 97
7- تاریخ الشیعه .

منبع:
زندگانی سیاسی امام جواد، جعفر مرتضی العالمی، ترجمه سید محمد حسینی، ص 26 .
برگرفته از: Tebyan.net


علی بن مهزیار از موسی بن قاسم نقل کرده است که به ابوجعفر ثانی (امام جواد علیه السلام) عرض کردم: من تصمیم داشتم به نیابت از شما و پدر بزرگوارتان طواف به جا آورم. عده‎ای گفتند: از جانب اوصیاء نمی‎توان طواف کرد. امام فرمود: هر چه توان داری برای ما طواف به جا آور که جایز است.
بعد از سه سال باز به خدمت حضرت رسیدم و عرض کردم: من در گذشته برای طواف از جانب شما و پدرتان اذن خواستم، شما هم اذن فرمودید و من نیز این کار را انجام دادم، اما بعد از آن مطلبی به دلم افتاد و بدان عمل کردم، حضرت فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزی به نیابت رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف کردم، امام سه بار فرمود: درود خدا بر رسولش باد.
(خدمت حضرت ادامه دادم) روز دوم از طرف امیرمؤمنان، روز سوم از طرف امام حسن، روز چهارم از طرف امام حسین، روز پنجم از طرف حضرت علی بن الحسین، روز ششم از طرف امام محمد باقر، روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، روز هشتم از جانب پدرتان، موسی بن جعفر، روز نهم از طرف پدرتان، علی بن موسی علیهم السلام و روز دهم از طرف شما طواف به جا آوردم، و اینانند کسانی که ولایتشان دین من است.
امام جواد علیه السلام فرمود: در این صورت به خدا سوگند! تو متدین به دینی هستی که خداوند از بندگانش جز آن را نمی‎پذیرد.
به حضرت عرض کردم: گاه می‎شود به نیابت از مادرتان حضرت فاطمه علیهاالسلام طواف می‎کنم، حضرت فرمود: این کار را زیاد انجام بده، این بهترین کاری است که انجام می‎دهی.

منبع:فروع کافی، ج 4، ص 314.


قالَ الاِْمامُ الجَواد(عليه السلام):

مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از درون خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.

افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.

«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللهِ "فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ"»؛ (سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»

هر كس گوش به گوينده‌اى دهد به راستى كه او را پرستيده، پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، به راستى كه ابليس را پرستيده است.

حضرت جوادالأئمّه(عليه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارايى ما از بخشش‌هاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كس جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه مى‌بريم.

عالمان، به سببِ زيادى جاهلان، غريب‌اند

پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله)، هزار كلمه [از علوم را] به على(عليه السلام) آموخت كه از هر كلمه‌اى هزار كلمه منشعب مى‌ شد.

؛ سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشميان نگردد: پرهيز از عجله، مشورت كردن، توكل بر خدا در هنگام تصميم‌گيري

همانا قائم از ماست او همان مهدى‌اى است كه واجب است در زمان غيبتش منتظرش باشند و در وقت ظهورش اطاعتش كنند و او سومين نفر از اولاد من است

»؛ ملاقات و زيارت برادران سبب گسترش و بارورى عقل است، اگرچه كم و اندك باشد.

كسى كه فرمان هواى نفس خويش را بَرَد، آرزوى دشمنش را برآوَرَد.

چگونه ضايع مى‌شود كسى كه خدا، عهده‌دار و سرپرست اوست؟ و چگونه فرار مى‌كند كسى كه خدا جوينده اوست؟ كسى كه از خدا قطع رابطه كند و به ديگرى توكّل نمايد، خداوند او را به همان شخص واگذار نمايد.

سخت بكوش تا به مقصود دستيابى، وگرنه در رنج فرومانى.

»؛‌ نعمتى كه براى آن شكرگزارى نشود، مانند گناهى است كه آمرزيده نگر

كسى كه سازش و مدارا با مردم را رها كند، ناراحتى به او روى مى‌آورد

‌ كسى كه كارى را بدون علم و دانش انجام دهد، خرابكاري آن بيش از اِصلاحش خواهد بود

؛‌ در ظاهر دوست خدا و در باطن دشمن او مباش

كسى كه آگاه به ظلم است و كسى كه كمك كننده بر ظلم است و كسى كه راضى به ظلم است، هر سه شريكاند.

؛ مرگ آدمى به سبب گناهان، بيشتر است از مرگش به واسطه اَجَل، و زندگى و ادامه حياتش به سبب نيكوكارى، بيشتر است از حياتش به واسطه عمر طبيعى.

»؛ سه چيز است كه به وسيله آن دوستى حاصل گردد: انصاف، معاشرت و هميارى در وقت سختى، و سپرى نمودن عمر با قلب پاك.

اعتماد به خداوند بهاى هر چيز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه‌اى است

با دلها به سوى خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است.

از همـراهى و رفاقت بـا آدم شَرور و بـدجنس بپـرهيز، زيرا كه او ماننـد شمشير بـرهنه است كـه ظاهـرش نيكـو و اثرش زشت است.

كسى كه به خاطر هواى نفسش هدايت و ترقّى را از تو پوشيده داشته، حقّا كه با تو دشمنى ورزيده است.


سه چيز است كه بهشت خداوند متعال را به بنده مى‌رساند: 1ـ زيادى استغفار، 2ـ نرم خو بودن، 3ـ و زيادى صدقه. و سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشيمان نشود: 1ـ پرهيز از عجله، 2ـ مشورت كردن، 3ـ و به هنگام تصميم، توكّل بر خدا نمودن.





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 

اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ يا داعي اللهِ ورَبّانِيَّ آياتِهِ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ يابابَ اللهِ وَدَيّانَ دينِهِ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليفَةَ اللهِ وَناصِرَ حَقِّهِ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ ياحُجّةَ اللهِ وَدَليلَ ارادَتِهِ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ ياتالي كِتابَ اللهِ وتَرجُمانَهُ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ في آناءِ لَيلِكَ وَاَطرافِ نَهارِكَ اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ يا بَقِيَّةَ اللهِ في اَرْضِهِ .

 

 

خلاصه زندگى  

نامش: پيشوايان معصوم عليهم السلام، پيروان خويش را از ذكر نام امام قائم(ع) نهى كرده و همين قدر فروده اند كه او همنام پيامبر(ص) و كنيه پيامبر(ص) است، و جايز و روانيست نام اصلى او را آشكار بر زبان آورند تا هنگامى كه ظهور فرمايد.

لقبش: مشهورترين القاب آن گرامى«مهدى»،«قائم»،حجت»و«بقية الله»است.

پدرش:پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى  عليه السلام.

مادرش: بانوى گرامى«نرجس»نواده قيصر روم.

تاريخ تولد: جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى.

محل تولد: شهر سامراء از شهرهاى عراق.

عمر شريفش: تا كنون كه سال 1421 قمرى است حدود يكهزار و يكصد و شصت و هفت سال از عمر شريفش ميگذرد و تا هر وقت خداى متعال بخواهد ادامه خواهد داشت، و روزى بفرمان خدا ظهور مى فرمايد و جهان را پر از عدل و داد مى سازد.

ميلاد امام

دوازدهمين پيشواى آسمانى اسلام حضرت حجة بن الحسن المهدى صلوات الله عليه و على آبائه، در اوان سپيده دم جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى، مطابق 868 ميلادى در شهر« سامّراء» در خانه امام يازدهم عليه لسلام چشم به جهان گشود.

پدر گرامى او پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى(ع) است، و مادرش بانوى بزرگور «نرجس» كه «سوسن» و «صيقل» نيز ناميده شده و دختر «يوشعا» پسر قيصر روم، و از نسل «شمعون» يكى از حواريين مسيح(ع) است. نرجس چنان با فضيلت بود كه«حكيمه» خواهر امام هادى عليه السلام كه خود از بزرگان بانوان خاندان امامت است او را سيّده خود و سيّده خانواده خود، و خود را خدمتگزار او خطاب كرد.

هنگامى كه «نرجس» در روم بود خوابهاى شگفت انگيزى ديد; يكبار در خواب پيامبر عزيز اسلام صلّى الله عليه و آله و عيساى مسيح(ع) را ديد كه و را به عقد ازدواج امام حسن عسكرى(ع) درآوردند، و در خواب ديگرى شگفتيهاى ديگرى ديد و به دعوت حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام مسلمان شد، اما اسلام خود را از خانواده و اطرافيان خويش پنهان مى داشت، تا آنگاه كه ميان مسلمانان و روميان جنگ در گرفت و قيصر خود به همراه لشكر روانه جبهه هاى جنگ شد. «نرجس» در خواب فرمان يافت كه بطور ناشناس همراه كنيزان و خدمتكاران به دنبال سپاهى كه به مرز مى روند بروند، و او چنين كرد و در مرز برخى از جلوداران سپاه مسلمانان آنان را اسير ساختند، و بى آنكه بدانند او از خانواده قيصر است او را همراه ساير اسيران به بغداد بردند.

اين واقعه در اواخر دوران امام امام دهم حضرت هادى عليه السلام روى داد، و كارگزار امام (ع) نامه اى را كه امام به زبان رومى نوشته بود به فرمان آن گرامى در بغداد به «نرجس» رساند و او را از برده فروش خريدارى كرد و به سامراء نزد امام هادى برد، امام آنچه نرجس در خوابهاى خود ديده بود به او يادآورى كرد، و بشارت داد كه او همسر امام يازدهم و مادر فرزندى است كه بر سراسر جهان مستولى مى شود، و زمين را از عدل و داد پر مى سازد. آنگاه امام هادى عليه السلام «نرجس» را به خواهر خود «حكيمه» كه از بانوان بزرگوار خاندان امامت بود سپرد تا آداب اسلامى و احكام را به او بياموزد. و مدتى بعد «نرجس» بهمسرى امام حسن عسكرى عليه السلام در آمد.

«حكيمه» هر گاه خدمت امام عسكرى(ع)مى رسيد دعا مى كرد خداوند به او فرزندى عطا فرمايد; مى گويد: يكروز كه مطابق عادت به ديدار امام عسكرى(ع) رفته بودم همان دعا را تكرار كردم، آن گرامى فرمود: فرزندى كه دعا مى كنى خدا به من عطا فرمايد امشب به دنيا مى آيد.

«نرجس» پيش آمد تا كفش مرا در آورد، و گفت: بانوى من كفشت را به من بده.

گفتم: تو سرور و بانوى منى، به خدا سوگند نمى گذارم كفش مرا در آورى، و نمى گذارم به من خدمت كنى، من بر روى چشم خويش ترا خدمت مى كنم.

امام عسكرى(عليه السلام) سخن مرا شنيد و فرمود: عمّه خدا به تو پاداش نيكو دهد.

تا غروب نزد او بودم، و كنيز را صدا زدم و گفتم لباس مرا بياور تا بروم، امام فرمود: عمّه، امشب نزدما بمان زيرا امشب مولودى كه نزد خداى متعال گرامى است به دنيا مى آيد كه خدا بوسيله او زمين را پس از مردن زنده مى گرداند.

عرض كردم: سرور من از چه كسى متولّد مى شود؟ من در نرجس اثرى از حمل نمى بينم!

فرمود: از نرجس نه غير او.

من برخاستم و نرجس را دقيقا جستجو كردم، هيچ اثرى از حاملگى در او نبود، به سوى امام بازگشتم و او رااز كار خود آگاه ساختم، امام تبسّم كرد و فرمود: سپيده دم بر تو آشكار مى شود كه او فرزندى دارد، زيرا او نيز همچون مادر موسى كليم الله است كه حمل او آشكار نبود، و كسى تا هنگام ولادت نمى دانست، زيرا فرعون در جستجوى موسى(براى آنكه چنان طفلى بوجود نيايد) شكم زنان حامله را مى دريد، و اين(طفل كه امشب متولد مى شود) مانند موسى عليه السلام است(طومار حكومت فرعونيان را در هم خواهد پيچيد) و در جستجوى اويند.

«حكيمه» مى گويد: من تا سپيده دم مراقب نرجس بودم، و او با آرامش نزد من خوابيده بود، و هيچ حركتى هم نمى كرد، تا در پايان شب و به هنگام طلوع فجر هراسان از جاى جست، من او را در آغوش گرفتم و نام خدا را بر او خواندم.

امام عليه السلام ـ از اطاق ديگر ـ صدا زد: سوره «انّا انزلنا» را بر او بخوان! و من خواندم و از نرجس حالش را جويا شدم، گفت: آنچه مولاى من به تو خبر داد آشكار شده است.

من همچنانكه امام فرمان داد بود به خواندن «انا انزلنا» ادامه دادم، در اين هنگام جنين از درون شكم بامن همصدا شد و همچنانكه من اناانزلنا مى خواندم او نيز مى خواند، و بر من سلام كرد. سخت هراسان شدم، امام عليه السلام صدا زد: از امر خداى متعال تعجب مكن، خداى متعال ما ـ ائمه ـ را در كوچكى به حكمت گويا مى سازد و در بزرگى حجت در زمين قرار مى دهد.

هنوز سخن امام به پايان نرسيده بود كه نرجس از نزد من ناپديد شد چنانكه گويى پرده يى ميان من و او آويخته اند كه او را نمى ديدم; فرياد كشيدم و به سوى امام دويدم، امام فرمود: عمّه بازگرد، او را در جاى خويش خواهى يافت.

بازگشتم، و طولى نكشيد كه حجاب ميان من و او برطرف شد ونرجس را ديدم كه چنان در نور غرق است كه چشمم را از ديدنش مى پوشاند، و پسرى را كه متولد شده بود ديدم كه در سجده است و به زانو افتاده  انگشتان سبابه بلند كرده و مى گويد: «اَشهَدُ اَن لا اِلَهَ اِلا الله وَحدهُ لا شَريكَ لَهُ و اَّ نَّ جَدّى مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه وَ أنّ أبى اَميرُ المُؤمنينَ...» و آنگاه بر امامت يكايك امامان تا خودش گواهى داد، و گفت: بارخدايا ميعاد مرا عملى ساز، و كارم را به سرانجام برسان، و گامم را استوار بدار، و زمين را بوسيله من از عدل و داد پر كن..».

پنهان بودن ميلاد امام

تاريخ دوران بنى اميّه و بنى عبّاس، به ويژه از زمان امام ششم حضرت صادق عليه السلام به بعد، گواه آنست كه خلفاء نسبت به امامان معصوم بسيار حسّاس شده بودند، و هر چه زمان پيش مى رفت نفوذ آنان بيشتر و علاقه مردم به آن بزرگواران افزونتر مى شد، تا آنجا كه خلفاء عباسى حكومت خود را درمعرض خطر مى ديدند، به ويژه كه شهرت داشت مهدى موعود(ع) از نسل پيامبر و از دودمان امامان معصوم و حضرت عسكرى بوجود خواهد آمد و دنيا را از عدل و داد پر مى سازد; از اين رو امام عسكرى(ع) سخت مورد مراقبت بود و همانند پدر و جدّ و جدّ اعلاى خويش در مركز حكومت عباسى« سامرّاء» زير نظر قرار داشت، و از سوى عباسيان كوشش مى شد تا از به وجود آمدن و پرورش كودك موعود جلوگيرى شود، ولى مشيت الهى بر حتميت اين تولد قرار گرفته بود  و تلاش آنان بى ثمر ماند، و خداى متعال ولادت او را همانند موسى مخفى قرار داد، در عين حال اصحاب خاص امام عسكرى(ع) بارها امام موعود را در زمان حيات پدرش ديدند، و به هنگام درگذشت حضرت عسكرى(ع) نيز امام عصر(عج) ظاهر شد و بر جنازه پدر نماز گزارد و مردم او را مشاهده كردند و پس از آن غايب گرديد.

از هنگام تولد امام قائم(ع) تا شهادت پدرش حضرت عسكرى(ع) بسيارى از بستگان و ياران ويژه امام يازدهم موفق به ديدار او شدند يا از وجود او در خانه امام آگاه گشتند; اصولاً روش امام عسكرى(ع) چنين بود كه در عين پنهان داشتن فرزند ارجمند خويش، در فرصتهاى مناسب ياران مورد اطمينان را از وجود او  آگاه مى فرمود تا آنان به شيعيان برسانند و پس از او در گمراهى نمانند; براى نمونه به چند مورد اشاره مى كنيم:

1ـ «احمد بن اسحاق» كه از بزرگان شيعه و پيروان ويژه امام عسكرى(ع) است مى گويد: «خدمت امام عسكرى(ع) شرفياب شدم، و مى خواستم در مورد جانشين پس از او پرسش كنم، و آن گرامى بدون آنكه سؤال كنم فرمود: اى احمد، همانا خداى متعال از آن هنگام كه آدم را آفريد زمين را از حجت خدا خالى نگذاشته و نيز تا قيامت خالى نخواهد گذاشت، به جهت حجت خدا از اهل زمين رفع بلا مى شود و باران مى بارد و بركات زمين خارج مى گردد.

عرض كردم: اى پس رسول خدا، امام و جانشين پس از شما كسيت؟

آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت در حاليكه پسرى سه ساله كه رويى همانند ماه تمام داشت بر دوش خويش حمل مى كرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق، اگر نزد خداى متعال و حجتهاى او گرامى نبودى اى پسرم را به تو نشان نمى دادم، همانا او همنام رسول خدا و هم كنيه اوست، او كسى است كه زمين را از عدل و داد پر مى سازد همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد. اى احمد بن اسحاق مَثَل او در اين امّت مثل «خضر» عليه السلام و «ذوالقرنين» است، سوگند به خدا غايب مى شود بطوريكه در زمان غيبت او از هلاكت نجات نمى يابد مگر كسى كه خداوند او را بر اعتراف به امامت وى ثابت قدم بدارد و موفق سازد كه براى تعجيل فرج او دعا كند.

عرض كردم: سرور من، آيا نشانه اى دارد كه دل من به آن اطمينان (بيشترى) پيدا كند؟

(در اين هنگام) آن پسر به عربى فصيح گفت: «منم بقية الّله در زمين، همانكه از دشمنان خدا انتقام مى گيرد، اى احمد بن اسحاق پس از مشاهده عينى دنبال اثر نگرد...»

مرحوم صدوق مى فرمايد اين روايت را به خط «سعد بن عبداللّه» و او از «احمد بن اسحاق» نقل كرد.

اعتقد به حضرت مهدى موعود در ساير ادايان

اعتقاد به امام مهدى موعود عليه السلام كه مصلحى الهى و جهانى است در بسيارى از مذاهب و اديان وجود دارد، و نه تنها شيعه كه اهل تسنّن و حتى پيروان اديان ديگر مانند يهود و نصارى و زردشتيان و هندويان به ظهور يك مصلح بزرگ الهى اذعان و اعتراف دارند و آنرا انتظار مى برند.

در كتاب «ديد» كه نزد هندويان از كتب آسمانى است آمده: پس از خرابى دنيا پادشاهى در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواى خلايق باشد و نام  او منصور باشد، و تمام عالم را بگيرد و بدين خود در آورد و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد و هر چه از خدا خواهد برآيد.

و در كتاب «جاماسب» شاگرد زردشت ذكر شده: مردى بيرون آيد از زمين تازيان از فرزندان هاشم، مردى بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دين جدّ خويش بود با سپاه بسيارى و روى به ايران نهد و آبادان كند و زمين پرداد كند و از داد وى باشد گرگ با ميش آب خورد.

در كتاب «زند» كه از كتابهاى مذهبى زردشتيان است آمده:

آنگاه فيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود، و اهريمنان را منقرض مى سازد و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارد، و بعد از پيروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست.

و در تورات، در سفر تكوين از دوازده امام كه از نسل اسماعيل پيامبر بوجود مى آيند سخن گفته شده است: «و در حق اسماعيل ترا شنيدم اينكه او را بركت داده ام و او را بارور گردانيده به غايت زياد خواهم نمود و دوازده سرور توليد خواهد نمود و او را امت عظيم خواهم نمود»

و در مزامير حضرت داود عليه السلام نوشته است:

«.. و اما صالحان را خداوند تأييد مى كند...صالحان وارث زمين خواهند بود و در آن تا هميشه ساكن خواهند بود»

و در قرآن كريم نيز ذكر شده است:

«وَلَقَد كَتَبنا فِى الزَّبُورِ مِن بَعدِ أَ نَّ الاَرضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصالِحونَ »

ما در زبور (داود) بدنبال ذكر(يعنى تورات) نوشتيم كه بندگان شايسته ماوارث زمين خواهند شد.

و باز قرآن مى فرمايد:

«وعد الله الذين آمنوا منكم و عملو  الصالحات ليستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوننى لايشركون بى شيئاً»

خداوند به كسانى از شمايان كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند و عده داده است كه آنان را در زمين خليفه و جانشين سازد چنانكه گذشتگان را خلافت و  جانشينى بخشيد و دينى را كه خدا بر ايشان پسنديده است برقرار نمايد و ترس آنان را به ايمنى تبديل كند كه مرا عبادت مى كنند و چيزى را شريك من قرار نمى دهند.

و نيز مى فرمايد:

«و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين»

اراده كرده ايم كه بر مستعفان (خداپرستانى كه زير بار ستم ستمگران ناتوان شده اند) منت نهيم و آنان را پيشوا و وارث زمين سازيم. اين گونه آيات كه نمونه اى از آن ذكر شد گواه آنست كه سرانجام، جهان در درست بندگان شايسته الهى قرار خواهد گرفت و اين ميراث به آنان خواهد رسيد و به مقام رهبرى و پيشوايى جهانيان نائل خواهند آمد. اگر بشر از مسير صحيح و راه خدا منحرف مانده و تا عمق پرتگاههاى انحراف و پستى سقوط و نزول كرده است، در واقع به حدّ نهائى اين قوس نزولى چيزى نمانده است و به زودى وجدان بشريت بيدار مى شود و درمى يابد كه با تكيه بر زور و توانائى، يا خرد و انديشه خود و تكنيك و علوم مادى نمى تواند نظم و عدالت و سعادت فراگير را در جهان مستقر سازد، و راهى جز اين ندارد كه مناسبات خود را بر اساس ايمان و وحى و پذيرش ولايت الهى استوار سازد و با رهبرى مصلحى الهى و جهانى خود را از گرداب خطرها نجات بخشد و راه كمال را بپيمايد تا حكومتى جهانى بر اساس عدالت همراه با امنيت، صفا و صميميت برقرار گردد.

اعتقاد به مهدى موعود عليه السلام در منابع اسلامى

پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله و نيز هر يك از ائمه اطهار عليهم السلام، بارها و بارها در مناسبتهاى گوناگون از حضرت مهدى(ع) و ظهور و قيام و غيبت طولانى و ديگر ويژگيهاى آن گرامى خبر داده اند و بسيارى از ياران و پيروان اين اخبار و احاديث را نقل كرده اند، مؤلف كتاب «الامام المهدى» نام پنجاه نفر از صحابه پيامبر و نيز نام پنجاه نفر از تابعين (كسانى كه صحابه پيامبر را ديده اند) را كه احاديث مربوط به حضرت مهدى را نقل كرده اند ذكر مى كند.

و نيز بواسطه شهرت همين اخبار و احاديث بود كه حتى پيش از تولد آن حضرت عده اى به دروغ ادعاى مهدويت كردند، يا به آنان چنين ادعايى بستند و از اين راه سوء استفاده نمودند; بعنوان مثال «فرقه كيسانيّه» حدود دو قرن پيش از تولد امام زمان (عليه السلام)، «محمد حنفيه» را امام و «مهدى منتظر» مى پنداشتند و معتقد بودند كه او از نظرها پنهان شده و روزى ظهور خواهد كرد، و در مورد ادعاى خود به اخبارى كه از پيامبر(ص) و ائمه قبل(ع) در مورد غيبت قائم عليه السلام نقل شده بود تمسك مى جستند. و يا مهدى عباسى خود را «مهدى» ناميد تا از انتظار مردم به نفع خويش بهره بردارى نمايد.

بسيارى از علماى اهل تسنن و علماى شيعه احاديث و اخبار مربوط به حضرت مهدى عليه السلام را در كتابهاى خود ذكر كرده اند، «مسند احمد بن حنبل» متوفاى 241 هجرى و «صحيح بخارى» متوفاى 256 هجرى، از جمله كتب معتبر اهل تسنن است كه قبل از تولد امام قائم(ع) نوشته شده اند و احاديث مربوط به امام قائم(ع) را نقل كرده اند.

كتاب «مشيخه» تأليف «حسن بن محبوب» نيز از جمله مؤلفات شيعه است كه به گفته مرحوم طبرسى; متجاوز از يكصد سال قبل از غيبت كبراى امام زمان عليه السلام تأليف شده و در آن اخبار مربوط به غيبت امام عصر(عج) ذكر شده است، و نيز مرحوم طبرسى تصريح مى كند كه محدثين شيعه در زمان امام باقر و امام صادق(عليه السلام) اخبار غيبت را در مؤلفات خويش ذكر كرده اند.

و نيز گروهى از دانشمندان شيعه و سنى در مورد حضرت مهدى منتظر (عليه السلام)مستقلاً كتاب نوشته اند كه برخى از اين كتابها پيش از تولد امام عصر(عج) تدوين شده است; «رواجنى» متوفاى 250 هجرى قمرى از علماى اهل تسنن است كه كتاب «اخبارالمهدى» را پيش از تولد امام زمان (عليه السلام) نوشته است، و نيز برخى از اصحاب ائمه عليهم السلام مانند «انماطى» و «محمد بن الحسن بن جمهور» پيش از تولد و غيبت امام زمان (عليه السلام) درباره آن حضرت و غيبت او كتاب نوشته اند.

احاديث و اخبار مربوط به آن حضرت آنقدر زياد است كه كمتر موضوعى از مسائل اسلامى به اين پايه مى رسد، و قطعيت اين احاديث از نظر شيعه و سنى مسلم است و علاوه بر علماى شيعه گروهى از علماى اهل تسنن نيز به تواتر و قطعى بودن آنها تصريح كرده اند;از آن جمله «سجزى» صاحب كتاب« مناقب الشافعى» متوفاى سال 363 هجرى قمرى ميگويد اخبارمربوط به حضرت مهدى(ع) كه از رسول گرامى نقل شده به حد تواتر رسيده است

مؤلف كتاب «امام مهدى» (ع) مى نويسد: «اگر اخبار رسيده از طريق شيعه و سنى شماره گردد، رويهمرفته در باره امام مهدى (عليه السلام)به بيش از شش هزار روايت بر مى خوريم كه مسلماً شماره بزرگى است و حتى درمورد بسيارى از مسائل بديهى اسلام كه مسلمانان در آنها ترديدى ندارند و مورد پذيرش هستند به اين مقدار روايت وارد نشده است.

بر اين اساس، مسلمين از همان اول تاريخ اسلام با وعده قيام «مهدى موعود» آشنا بودند و بويژه شيعيان و پرورش يافتگان مكتب اهل بيت بر اين حقيقت، اعتقادى استوار داشتند و در تمام مدت زندگانى امامان عليهم السلام تولد او را انتظار مى بردند.

در احاديث وارد شده در مورد حضرت مهدى (عليه السلام) تصريح شده است كه آن گرامى از بنى هاشم و اولاد فاطمه و سلاله سيد الشهداء امام حسين است، و نام پدرش «حسن» و خودش همنام و هم كنيه پيامبر صلى الله عليه و آله مى باشد، پنهان متولد مى شود و پنهان زندگى مى كند و دو غيبت دارد كه يكى كوتاهتر و ديگرى طولانى است و تا هنگامى كه خدا بخواهد پنهان مى ماند و سرانجام بفرمان خدا ظهور و قيام خواهد كرد، و دين اسلام را بر سراسر جهان حكمفرما خواهد ساخت و جهان را پس از ظلم و جور فراگير از عدل و داد پر مى سازد.

در اين روايات حتى خصوصيات شخصى و جسمى امام دوازدهم و ديگر مطالب مربوط به او بيان شده و ما براى نمونه چند حديث را ذكر مى كنيم.

نمونه اى از احاديث سنيان:

 1ـ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در بيان حتميت ظهور حضرت مهدى (عليه السلام) فرمودند: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نماند، خدا مردى از ما را مى فرستد كه دنيا را پر از عدل و داد نمايد، همانطور كه پر از ظلم و جور شده باشد.

2ـ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: قيامت بر پا نمى شود تا آنكه مردى از اهل بيت من امور را در دست گيرد كه اسم او اسم من است.

3ـ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمودند: همانا على بعد از من امام امت من است و قائم منتظر (از اولاد اوست كه) وقتى ظاهر شود زمين را پر از عدل و داد مى سازد همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد، آنانكه در غيبت او ثابت قدم بمانند از اكسير ناياب ترند.

«جابر» بر خاست وعرض كرد:اى رسول خدا، آيا براى فرزند شما قائم، غيبتى هست؟

فرمود: آرى سوگند به پروردگارم، مؤمنان امتحان و خالص و كفار هلاك مى شوند، اى جابر اين امر از امور الهى و سرى از اسرار خداست كه بر بندگانش پنهان داشته، از شك در آن بپرهيز چون شك در امر خداى عزيز و جليل كفر است.

4ـ «امّ سلمه» مى گويد رسول گرامى اسلام از مهدى (موعود) ياد مى كرد و مى فرمود: آرى او حق است و او از بنى فاطمه خواهد بود.

5ـ «سلمان فارسى» مى گويد خدمت رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله رسيدم، حسين بن على را روى زانوى خود نشانده بود و چشمها و لبهاى او را مى بوسيد و مى فرمود: تو سيد، پسر سيد، برادر سيدى، تو امام پسر امام، برادر امامى، توحجت خدا، پسر حجت خدا، برادر حجت خدائى، و تو پدر نه حجت خدايى كه نهم آنان قائم ايشان است.

6ـ امام رضا عليه السلام فرمود: خلف صلاح فرزند حسن بن على عسكرى، صاحب الزمان و همان مهدى موعود است.

7ـ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: شما را به مهدى بشارت مى دهم، او در امت من مبعوث مى شود در حاليكه امت در اختلاف و لغزشهاست، پس زمين را پر از عدل و داد نمايد همانطور كه پر از ظلم و جور شده باشد، اهل آسمان و اهل زمين از او راضى و خشنود مى شوند...

8ـ امام رضا عليه السلام فرمود:كسى كه پارسائى ندارد دين ندارد، همانا گرامى ترين شما نزد خدا كسى است كه به تقوى آراسته تر است. بعد فرمود: چهارمين فرزند از نسل من پسر بانوى كنيزان است كه خدا زمين را بوسيله او از هر ظلم و جورى پاك مى سازد، و او همان است كه مردم در تولدش شك مى كنند، و او صاحب غيبت است، وقتى خروج كند زمين به نور خدا روشن مى شود و ميزان عدل ميان مردم نصب مى گردد كه هيچكس به كسى ستم نمى كند....

9ـ اميرمؤمنان على (عليه السلام) فرمودند:خدا گروهى را مى آورد كه خدا را دوست دارند و خداوند نيز آنان را دوست دارد، و به سلطنت الهى مى رسد كسى كه ميان آنان غريب (و مستور) است، او همان مهدى موعود است...زمين را پر از عدل و داد مى سازد بدون آنكه براى او مشكلى پيش آيد، در كودكى از مادر و پدرش دور مى گردد...و بلاد مسلمانان را با امان فتح مى كند، زمان براى او آماده و صاف مى شود، كلام او مسموع خواهد بود و پير و جوان از او اطاعت مى كنند و زمين را پر از عدل و داد مى سازد چنانك از ظلم و جور پر شده باشد، در اين هنگام است كه امامت او به حد كمال مى رسد و خلافت او مستقر مى گردد، و خدا كسانى را كه در قبرها هستد مبعوث ميگرداند، آنان صبح مى كنند درحاليكه در قبرهاى خويش نيستد، و زمين به وجود مهدى آباد و خرم شده نهرها جارى مى گردد و فتنه ها و آشوبها و غارتها از بين مى رود و خير و بركات فزونى مى يابد، و نيازى به آنچه در مورد بعد آن بگويم ندارم، و از من بر دنياى آنروز سلام باد.

مسأله غيبت :

اصول اساسى اسلام و احكام سياسى و اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى و تعليمات ديگر آن در طول رسالت پيامبر اسلام و طى مدتى كه امامان معصوم (عليه السلام)(تا سال 260 هجرى) در جامعه حضور داشتند، تبيين گرديدو به مرحله تدوين رسيد. در اين مدت گر چه فشار طاغوتيان و مخالفان شديد بود اما امامان معصوم(ع) از فرصتهاى استفاده كرده مسائل اسلام را در ابعاد گوناگون آن تبيين نمودند، احكام مختلف اسلامى چنان بخوبى بيان  شده كه قدرت و توانائى طرح همه جانبه و تشكيل يك حكومت بزرگ جهانى را داراست و در اين زمينه ترديدى نيست.

از سوى ديگر نمونه عالى حكومت توسط پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله و امير المؤمنان على عليه السلام پياده شده تا جلوه هاى آنرا بشر ببيند و ازغير آن روى برتابد بنابراين تا عصر حضرت مهدى (عليه السلام) زمينه حكومت واحد جهانى از سوى خدا كاملاً آماده شده بود; قانون و احكام اسلام مدون و نمونه عملى عدالت اسلام نيز نمايان بود، اما از سوى مردم جهان براى تحقق اين حكومت الهى آمادگى وجود نداشت، اگر مردم جهان آماده پذيرش اين حكومت بودند امام غايب نمى شد و به اجراى قانون الهى مى پرداخت و حكومت عدل اسلامى را در سراسر جهان برقرار مى فرمود، پس ممكن است به اين جهت غيبت فرموده و به همين جهت غيبت صغرى به غيبت كبرى كشيده شده و ادامه يافته باشد، و امام عصر ارواحنا فداه وقتى ظاهر گردد كه مردم زمان همچون گذشتگان خوداز حكومت او روى برنتابند، واز هر جهت آماده و پذيراى حكومت او باشند.

مرحوم «خواجه نصيرالدين طوسى» مى نويسد: «غيبت حضرت مهدى(ع)نه از خداى سبحان است و نه از آن حضرت، پس از مكلفين و مردم است، و آن غلبه خوف و تمكين نداشتن مردم از امام است، موقعيكه سبب غيبت زايل گردد ظهور واقع مى شود».

البته غيبت بر اساس حكمت الهى صورت گرفت و ما به همه اسرار آن واقف نيستيم ولى ممكن است رمز اساسى غيبت همين نكته باشد.

سر پيچى و طغيان جوامع در طول امامت يازده معصوم به تجربه رسيد، و تخلف و حمايت نكردن مردم از آنان در اين مدت كاملاً روشن شد و جاى هيچ ابهامى باقى نماند كه مردم نمى خواهند زير بار حكومت عدل اسلامى بروند; در چنين وضعيتى، غيبت يك مسأله طبيعى است و ظهور و حضور او در جامعه محتاج سؤال است، و بايد گفت بااين وضع چرا امام در جامعه ظاهر باشد، امام غايب خواهد بود و به وظايف خويش پنهانى عمل مى كند تا زمينه ظهورش فراهم آيد، آنگاه ظاهر مى شودو خيل مشتاقان را به زيارت و حمايتش موفق مى سازد;

«ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم»

اين رمز تا هنگام ظهور پنهان است و در آنوقت مردم جهان در مى يابند علت غيبت در وجود خودشان نهفته بوده و از آن غافل بوده اند و چنانچه پيشتر خود را آماده مى ساختند امام بر آنان ظاهر مى شد، اما در صدد اصلاح و آمادگى خود برنيامدند و به رژيمهاى گوناگون و فاسد دل بستند و گمان كردند رژيمهاى فاسد موجود مى توانند دردى رادوا كنند، يا سازمانها و كنفرانسهاى پر زرق و برق مى توانند كارى از پيش ببرند.

البته معنى اينكه مى گوئيم مردم موجب غيبت امام عصر(ع) شده اند آن نيست كه همه به اين گناه بزرگ آلوده اند، بلكه مراد حد نصابى است كه براى ظهور آن حضرت لازم است، بديهى است كه بسيارى از شايستگان هميشه آماده ظهور بوده و هستند اما جامعه در حد نصاب خود اين آمادگى را ندارد، و اجتماعى كه آمادگى نداشته باشد طبعاً با حكومت او مصادم و معارض خواهد بود، و لذا غيبت ادامه مى يابد، و خداوند بوسيله غيبت، امام زمان (عليه السلام) را از قتل حفظ كرده است زيرا اگر پيش از موعد ظاهر شود او را خواهند كشت و به انجام ماموريت الهى خود موفق نمى گردد و به هدف اجتماعى ظهور خويش نائل نمى شود.

مرحوم كلينى در كتاب «كافى» و شيخ طوسى در كتاب «غيبت» از «زراره» نقل كرده اند كه گفت: خدمت امام صادق (عليه السلام) رسيدم و از آن گرامى  شنيدم كه فرمود براى قائم (عليه السلام) پيش از قيام، غيبتى است.

عرض كردم: چرا؟

امام(ع) به شكم خويش اشاره فرمود(كنايه از آنكه از كشته شدن بيم دارد)

امام قائم (عليه السلام) هيچ رژيمى و حكومتى را حتى از حاكمى و سلطانى نيست و تحت حكومت و سلطنت هيچ ستمگرى در نيامده و در نخواهد آمد; وقتى ظهور فرمايد بيعتى با كسى ندارد« يقومُ القائمُ و ليسَ لاحد فى عنقه عهدٌ و لا عقدٌ و لا بيعةٌ» چرا كه بايد مطابق واقع عمل كند و دين خدا را بطور كامل و بى هيچ پرده پوشى و بيم  و ملاحظه اى اجرا و در جامعه مستقر سازد، بنابرالين جاى عهد و ميثاق با كسى و مماشات و مراعات نسبت به كسى باقى نمى ماند.

چنين است كه با سابقه اى كاملاً روشن و بدون آنكه هيچ تعهدى نسبت به كسى برعهده او باشد ظهور مى فرمايد و طومار همه حكومتهاى فاسد را در هم مى پيچد و اسلام را بر سراسر گيتى حكمفرما مى سازد.

غيبت صغرى  و كبرى

پس از شهادت امام يازدهم (عليه السلام) از سال 260 قمرى تا سال 329 يعنى حدود 69 سال دوره «غيبت صغرى» بود، و از آن پس تاكنون و تا آنگاه كه امام قائم (عليه السلام) ظهور فرمايد دوره «غيبت كبرى» است.

در غيبت صغرى، رابطه مردم با امام(ع)بكلى قطع نشد اما محدود بود، و هر فردى از شيعه مى توانست بوسيله «نواب خاص» كه از بزرگان شيعه بودند مشكلات و مسائل خود را بعرض امام برساند و توسط آنان پاسخ دريافت دارد و احياناً به حضور امام شرفياب شود. اين دوره را مى تواند دوران آمادگى براى غيبت كبرى دانست كه در آن ارتباط قطع شد و مردم موظف شدند در امور خود به نواب عام يعنى فقهاء و آگاهان به احكام شرع مراجعه كنند.

اگر غيبت كبرى، يكباره و ناگهان رخ مى داد ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهنها آماده پذيرش آن نباشد، اما به تدريج و در طول مدت غيبت صغرى، ذهنها آماده شد و بعد غيبت كامل آغاز گرديد. و نيز ارتباط با امام توسط نواب خاص در دوران غيبت صغرى، و همچنين شرفيابى برخى از شيعيان به خدمت امام قائم(عج) در آن دوره، مسأله ولادت و حيات آن گرامى را بيشتر تثبيت كرد، و اگر غيبت كبرى بدون اين مقدمات شروع مى شد شايد اين مسائل تا اين حد روشن نمى بود و ممكن بود براى برخى ايجاد ترديد و اشكال نمايد; خداى متعال به حكمت خويش، غيبت امام زمان(عج) را ـ همانطور كه از پيش پيامبر و ائمه (ع) خبرداده بودند ـ بدوگونه قرار داد، غيبتى خفيفتر طى مدتى كوتاهتر جهت آمادگى براى غيبت كامل، كه آن (غيبت صغرى) است، و پس از آن غيبت بزرگ و طولانى كه آن «غيبت كبرى» است; تا بدين ترتيب پيروان اهل بيت (عليه السلام)بر ايمان و پيروى خويش استوار و ثابت قدم بمانند و اعتقاد قلبى خود را نسبت به امام خويش از دست ندهند و در انتطار او و فرج الهى بسر برند و در مدت غيبت به دين الهى تمسك جويند و خودسازى كنند وبه وظايف مذهبى خود عمل نمايند تا فرمان الهى در مورد ظهور و قيام امام عصر(عج) در رسد و به سعادت و نجات كامل نائل آيند.

نواب اربعه

در زمان غيبت صغرى، چهارتن از بزرگان شيعه وكيل و سفير نايب خاص امام زمان (عليه السلام) بودند كه خدمت آن حضرت مى رسيدند و وكالتشان به خصوص مورد تأييد بود، و پاسخهاى امام در حاشيه نامه هاى سؤالى، توسط آنان بدست مردم مى رسيد.

البته غير از اين چهار نفر، وكلاى ديگرى هم از طرف امام (عليه السلام) در بلاد مختلف بودند كه يا بوسيله همين چهار نفر امور مردم را بعرض امام زمان (عليه السلام) مى رساندند و از سوى امام در مورد آنان توقيعهايى صادر شده بود، و يا به گفته مرحوم آيت الله سيد محسن امين، سفارت اين چهار نفر سفارت مطلق و عام بوده ولى ديگران در موارد خاصى سفارت داشتند، از قبيل «ابوالحسين محمد بن جعفر اسدى» و «احمد بن اسحاق اشعرى» و «ابراهيم بن محمد همدانى» و «احمد بن حمزة بن اليسع»

نواب اربعه به ترتيب عبارتند از:

1ـ جناب ابو عمرو عثمان بن سعيد عمرى (به فتح عين و سكون ميم)

2ـ جناب ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى.

3ـ جناب ابوالقاسم حسين بن روح نو بختى.

4ـ جناب ابوالحسن على بن محمد سمرى (بفتح سين و ميم).

بهر صورت با پايان گرفتن دوران «غيبت صغرى» دوران «غيبت كبرى» آغاز شد و هنوز ادامه دارد; در زمان غيبت صغرى مردمى مى توانستند پاسخ مسائل خود رااز امام توسط نواب خاص دريافت دارند، ولى در اين زمان اين كار ممكن نيست، و مردم بايد مسائل خود را به نواب عام آن بزرگوار عرضه كنند و پاسخ مسائل رااز آنان بگيرند، زيرا نظر آنان به حكم تخصصى كه دارند و نيز به حكم رواياتى كه وارد شده حجت است; «مرحوم كشى» مى نويسد توقيعى از ناحيه امام(ع) صادر شد كه در آن فرموده اند: عذر و بهانه اى براى هيچيك از دوستان ما در تشكيك نسبت به آنچه ثقات ما از ما نقل مى كنند نيست، دانستند كه ما سر خود را به آنها واگذار كرديم و به آنان داديم.

و نيز «شيخ طوسى» و «مرحوم شيخ صدوق» و «شيخ طبرسى» از اسحاق بن عمار نقل كرده اند كه گفت: مولاى ما حضرت مهدى (عليه السلام) (در مورد وظيفه شيعه در زمان غيبت) فرموده است: «و اما الحوادثُ الواقعةُ فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجةُ الله عليكم»

در حوادث و پيشامدهايى كه واقع مى شود به روايت كنندگان حديث ما رجوع كنيد كه آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان مى باشم.

مرحوم طبرسى نيز در كتاب «احتياج» از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است كه ضمن حديثى فرموده اند: «و اما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفاً لهواه مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلدوهُ» هر يك از فقهاء كه مراقب نفسش و نگهبان دينش، و مخالف هوى و هوسش، و مطيع فرمان مولايش (يعنى ائمه (عليه السلام)) باشد بر عوام لازم است كه از او تقليد كنند.

بدين ترتيب امور مسلمين در زمان غيبت كبرى به دست ولى فقيه قرار گرفت كه با نظر او بايد انجام و جريان يابد، گرچه منصب فتوى و قضاوت و حكم براى فقهاء از پيش توسط ائمه معصومين جعل شده بود ولى رسميت مرجعيت و زعامت فقهاء اسلام از اين تاريخ پديد آمد و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت.

آثار مثبت و منفى غيبت

ايمان به حضرت مهدى (عليه السلام) سبب رشد فكر و اميد است، ايمان به مهدى موعود و احتمال آنكه هر ساعتى ممكن است آن حضرت ظهور فرمايد در پاكدلان و شايستگان اثرى ژرف و سازنده دارد; آنان خود را آماده مى سازند و از ظلم ها و تجاوزها دورى مى جويند و به عدالت و برادرى عشق مىورزند تا توفيق يارى امام(ع) و درك محضرش را بيابند و از ديدار و زيارتش محروم نشنود و به آتش دورى و ناخوشنودى آن گرامى نسوزند. ايمان به حضرت مهدى( ع) كه زير بار هيچ حكومتى از حكومتهاى فاسد و ستم پيشه نرفته است حالتى در پيروانش بوجود مى آورد كه در برابر هر ظالم و طاغوتى مقاومت كنند و زير بار او نروند و او را نفى نمايند.

ايمان به ظهور آن گرامى نبايد موجب شود كه مسلمانان امور را به آينده واگذار كنند و گوشه گيرى و انزوا پيش گيرند و در امور امروز و فردا و تسلط كفار واشرار را بپذيرند واز كوشش در راه ترقى عملى و صنعتى دريغ ورزند و به اصلاحات اجتماعى دست نزنند.

اين پندار كه ايمان به ظهور مهدى (عليه السلام) موجب سستى و مسامحه و فتور مى گردد باطل است، مگر امامان معصوم و شاگردان پرتلاش و پايدار آنان به ظهور قائم (عليه السلام) ايمان نداشتد، مگر علماء بزرگ اسلام به آن گرامى معتقد نبودند; در عين حال از كوشش باز نمى ايستادند وبراى اعلاى كلمه اسلام از هيچ فداكارى و تلاشى خوددارى نمى كردند، و هرگز از مسؤليتهاى خويش طفره نمى رفتند و به وظايف سنگين خود مى پرداختند و نقش سازنده خويش را با كمال اميد پياده مى كردند.

مسلمانان صدر اسلام از پيامبر عزيز اسلام شنيده بودند كه اسلام پيش مى رود و فتوحاتى بزرگ در پيش دارند، اما اين بشارتها موجب سستى و كناره گيرى آنان نشد بلكه بر تلاش آنان افزود و با پايمردى و فداكارى به هدف رسيدند.

امروز هم مسلمين عهده دار مسؤليتهاى بزرگى هستند كه بايد با استفامت به انجام برسانند، و موقعيت را بشناسند و از فرصتها به خوبى استفاد نمايند، و هميشه در صحنه حاضر باشند و از منكرات منع و معروف را نشر و عملى نمايند، و از نفوذ دشمن جلوگيرى به عمل آورند، و در برابر هجومهاى فكرى و اقتصادى و سياسى و نظامى دشمن به دفاع از اسلام و مسلمين بپردازند، و هر چه بهتر و بيشتر خود سازى كنند تا قابليت درك و يارى امام عصر ارواحنا فداه در آنان تثبيت شود و مورد لطف او قرار گيرند، و زمينه را هر چه بيشتر براى ظهور آن گرامى فراهم آورند.

امير مؤمنان على (عليه السلام) از پيامبر عزيز اسلام (صلى الله عليه وآله) نقل فرموده است:

«افضلُ العبادةِ انتظارُ الفرج» انتظار فرج حضرت بقيه الله (عليه السلام) برترين عبادت است.

و نيز چهارمين امام زين العابدين (عليه السلام) فرمودند: غيبت امام دوازدهم طولانى مى شود، و مردم زمان غيبت او كه معتقد به امامت ا و منتظر ظهور او باشند برتر از مردم همه زمانها خواهند بود، زيرا خداى متعال از عقل و فهم و معرفت به آنان بحدى عطا كرده كه زمان غيبت نزد آنان مثل زمان حضور امام (ع) است، و خدا آنان را در آن زمان بمنزله مجاهدين در ركاب رسول خدا قرار داده است، آنان براستى مخلصند و واقعاً شيعه ما هستند، و آنانند كه در سر و پنهان مردم را به سوى خدا مى خوانند.

و فرمود:«انتظار الفرج من اعظم الفرج» درانتظار فرج بودن از بزرگترين فرج است.

مرحوم آية الله سيد صدر الدين صدر مى نويسد:

«انتظار، مراقبت حصول و تحقق امر مورد انتظار است، پوشيده نيست كه آثار انتظار حضرت مهدى(ع) از اصلاح خود و اصلاح اجتماع به ويژه اجتماع اماميه(شيعه) به شرح زير است.

1ـ انتظار خود بخود تمرين و رياضت مهمى براى نفس انسان است تا آنجا كه گفته شده«الانتظار اشد من القتل» و لازمه انتظار مشغول داشتن قوه متفكره و توجه دادن و جمع كردن نيروى فكر و خيال به سوى مطلب مورد انتظار مى باشد، و اين كار قهراً دو فايده ددر بر دارد:

الف ـ نيروى فكرى انسان موجب افزايش نيروى عمل مى گردد.

ب ـ انسان توانائى و قدرت متمركز كردن حواس و نيروى خود را پيرامون موضوع واحدى پيدا مى كند. و اين دو فايده ازمهمترين امورى است كه انسان در معاد و معاش خود به آن نياز دارد.

2ـ انتظار موجب آسانى مصيبتها و مشكلات بر انسان مى شود، زيرا مى داند در معرض جبران و برطرف شدن هستند، و چقدر تفاوت است ميان مصيبتى كه انسان بداند تدارك و جبران مى شود و مصيبتى كه تدارك و جبران آن معلوم نيست; بويژه آنكه احتمال تدارك و جبران نزديك باشد; حضرت مهدى (عليه السلام) با ظهور خود زمين را پر از قسط و عدل مى سازد(و همه مصيبتها را برطرف مى نمايد).

3ـ لازمه انتظار آنست كه انسان شوق و علاقه پيدا مى كند كه از اصحاب امام عصر(عج) و شيعه او بلكه از انصار و ياوران او شود، و لازمه اين علاقه سعى و تلاش در اصلاح نفس و تهذيب اخلاق است تا شايستگى مصاحبت با آن گرامى  جهاد در حضور او را پيدا كند; آرى اين نيازمند به اخلاق اسلامى است كه امروز در جامعه ما كمياب است.

4ـ انتظار همانطورى كه موجب اصلاح نفس فرد بلكه ديگرى مى گردد، موجب مى شود كه انسان به تهيه مقدمات و شرايطى بپردازد كه موجب غلبه حضرت مهدى (عليه السلام) بر دشمنانش گردد،و لازمه اين هدف تحصيل معارف و علوم و صنايعى است كه هدف نيازمند آنهاست بويژه آنكه معلوم شده غلبه آن گرامى بر دشمنانش بطريق عادى خواهد  بود، اين ها برخى از آثار انتظار راستين است)

«مرحوم مظفر» مى نويسد: انتظار مصلح جهان و نجات دهنده آنان كه بر حقند، حضرت مهدى(ع) به آن معنى نيست كه در اجراى حقايق دين دست روى دست گذاشته و كارى انجام ندهند، بخصوص در واجبات دينى مانند جهاد در راه اجراى قوانين دين امر به معروف و نهى از منكر نمى توان از خودسلب مسؤليت كرد، چرا كه مسلمان در هر حال موظف است به احكام خدايى عمل كند و رد راه شناخت درست  آن گام بردارد، و تا مى تواند امربه معروف و نهى از منكر كند و روانيست به بهانه انتظار مصلح از عمل به واجبات سر باززند; انتظار هيچگونه تكليفى را از مسلمان ساقط نمى كند و هيچگونه عملى را به تأخير نمى اندازد.

بدين ترتيب بديهى است كه شيعه در زمان غيبت نيز در امتحان و آزمايش بزرگى قرار ميگيرد، و بايد ازسويى دين خود را حفظ كند و از سوى ديگر زمينه سازى نمايد تا در ركاب آن گرامى به نصرت اسلامى بپردازد، و بسيارى ازمردم در اين امتحان و آزمايش موفق نخواهند بود.

«جابر جعفى» مى گويد به امام باقر (عليه السلام) عرض كردم: فرج شما چه وقت است؟

فرمودند:هيهات، هيهات. فرج ما نمى تواند تا غربال شويد، سپس غربال شويد(امام (ع) سه بار اين جمله را تكرار كردند) تا مردم كدر بروند و مردم صاف باقى بمانند.

آرى انتظار اين خاصيت را دارد كه پس از انجام وظايف و بذل كوشش باز يأس و نا اميدى ندارند و منتظر و اميدوارند كه فرج از سوى خدا برسد.

و نيز از جمله آثار مهم غيبت اين است كه  بشريت در اين دوران توان خود را بكار مى گيرد و به تجربه در مى يابد كه بدون وحى و الهام و امدادهاى غيبى نميتوان كاروان بشريت را به مقصد اصلى و نهايى كه قرب به خداست رساند و عاقبت بايد در مقابل وحى و تعليمات الهى و آسمانى سر تسليم فرود آورد.

فوائد وجود امام درغيبت

برخى از مردم از فلسفه وجودى امام معصوم به خوبى اطلاع ندارند مى پرسند پس فايده امام درعصر غيبت چيست؟ اينان نمى دانند كه غرض از آفرينش جهان هستى آنگاه كامل است كه حجت معصوم الهى وجود داشته باشد تا به معرفت كامل خويش به عبادت در پيشگاه قرب ربوبى بپردازد.

فرشتگان به اصل خلقت انسان اعتراض داشتند، و فسادهاى او را به اطاعتهاى او مقايسه مى كردند و ترجيحى براى آفريشن انسان نمى ديدند، و مى گفتند: «أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماءَ و نحنُ نسبحُ بحمدكَ و نقدسُ لكَ». خداوند بانشان دادن علم و آگاهى آدم (عليه السلام) نسبت به خالق جهان و ملكوت آن ـ كه در نهايت موجب معرفت كامل خداى متعال و بندگى و عبادت او مى گردد ـ آنان را اقناع و ساكت ساخت.

وقتى آدم (عليه السلام) به فرمان خدا علم خود رابراى فرشتگان آشكار ساخت وآنان به حقيقت وجودى حجتهاى الهى و منزلت عظيم آنان نزد خدا آشنا شدند دريافتند تسبيح و تقديس فرشتگان قابل قياس با تسبيح و تقديس اولياء و حجج الهى نيست، و چون اين برجستگان از نوع بشرند آفرينش نوع بشر بجا و شايسته است و ترجيح دارد.

پس وجود اين برجستگان است كه فلسفه آفرينش را قانع كننده مى سازد و همه فرشتگان سر تسليم فرود مى آورند زيرا عبادت برجستگان بى ماننداست وعبادتى جاى عبادت آنان را نمى تواند بگيرد; و همانطور كه وجود حجتهاى الهى براى آغاز و آفرينش و پيدايش نوع بشر مقنع بود در ادامه حيات و استمرار سلسله بشريت نيز مقنع است و بايد حجت الهى هميشه درجامعه انسانى وجود داشته باشد، اگر نعمت هستى شامل حال ماست به بركت وجود اين شايستگان است و اگر اين بزرگواران نبودند ما بوجود نمى آمديم و هم اكنون كه لباس هستى بر تن داريم اگر كسى از آنان نباشد باز به عدم و نيستى خواهيم پيوست; بنابراين حجج الهى نه تنها در معارف و علوم ولى نعمت ابناء بشرند بلكه در نعمت هستى و وجود نيز ولى نعمتند و بر ما منت دارند.

در زيارت جامعه مى خوانيم:

«مولاى لا احصى ثنائكم و لا ابلغ منَ المدحِ كنهكم و من الوصف قدركم و انتم نورُ الاَخيار و هداةُ الابرار و حججُ الجبارِ بكم فتحَ اللهُو بكم يختمُ و بكم ينزلُ الغيثَ و بكم يمسكُ السماءَ ان تقعَ على الارض الا باذنه و بكم ينفس الهم و يكشفُ الضرَّ...»

اى ولى نعمتهاى من، ثنايتان را نمى توانم شماره كنم و كُنهِ حقيقت شمار را نميتوانم مدح نمايم و از توصيف قدر و منزلتتان ناتوانم، شما نور خوبان و هادى نيكان وحجتهاى خداى جباريد، خداوند بخاطر شما آفرينش را آغاز كرد و به خاطر شما به جهان پايان مى دهد، و بخاطر شما باران فرو مى فرستد و به خاطر شما آسمان را از فرو ريختن بر زمين نگهميدارد، و به خاطر شما گرفتارى را رفع و سختى و ناراحتى را برطرف مى سازد.»

امام كاظم از پدر گراميش امام صادق (عليه السلام) نقل مى فرمايد:

«...و بعبادتنا عُبدالله عز و جل و لولانا ما عبداللهُ» به معرفت  عبادت ما نسبت به خدا، خداى عزيز و جليل عبادت مى شود و اگر مانبوديم عبادت خدا نمى شد.

و در روايات زيادى فرموده اند: «ان الأرض لا تخلواالا و فيها امام...» زمين هرگز خالى از امام معصوم نخواهد بود.

امام باقر (عليه السلام) فرمودند: بخدا سوگند، خداوند زمين را از آن هنگام كه آدم را قبض روح فرموده وانگذاشته مگر آن كه در آن امامى بوده است كه مردم بوسيله او به سوى خدا هدايت مى شدند و او حجت خدا بر مردم مى بود و زمين بدون امامى كه حجت خدا بر مردم باشد باقى نمى ماند.

مسأله ديگر هدايت معنوى امام(ع) است; امام معصوم (عليه السلام) همانطور كه در مرحله اعمال ظاهرى هادى و راهنماست در مرحله حيات معنوى نيز هدايتگراست و حقايق اعمال با هدايت او سير مى كنند. خدا در قرآن كريم مى فرمايد: «و جعلناهم ائمة ً يهدونَ بامرنا و اوحينا اليهم فعلَ الخيراتِ» آنان را امامانى قرار داديم كه بوسيله امر ما مردم را هدايت كنند و انجام كارهاى نيك را به آنان وحى كرديم.

و نيز در جاى ديگر مى فرمايد:«و جعلنا منهم ائمة يهدون بامرنا لما صبروا» ما برخى از آنان را امامانى قرارداديم كه بوسيله امر ما هدايت كنند، چون صبر كردند.

علامه طباطبايى مى نويسد:«از اين گونه آيات استفاده مى شود كه امام علاوه بر ارشاد وهدايت ظاهرى داراى يك نوع هدايت و جذبه معنوى است كه از سنخ عالم امر و تجرد مى باشد و به وسيله حقيقت و نورانيت و باطن ذاتش در قلوب شايسه مردم تأثير و تصرف مى نمايد و آنها را به سوى مرتبه كمال و غايت ايجاد جذب مى كند» «و كسانى كه اعتراض مى كنند كه شيعه وجود امام را براى بيان احكام دين و حقايق آيين و راهنمائى مردم لازم مى دانند و غيبت امام ناقض اين غرض است زيرا امامى كه بواسطه غيبتش مردم هيچگونه دسترسى به وى ندارند فائده اى بر وجودش متربت نيست.....به حقيقت معنى امامت پى نبرده اند زيرا در بحث امامت روشن شد كه وظيفه امام تنها بيان صورى معارف و راهنمائى ظاهرى مردم نيست و امام چنانكه وظيفه راهنمايى صورى مردم را به عهده دارد همچنان ولايت و رهبرى باطنى اعمال را به عهده دارد و اوست كه حيات معنوى مردم را تنظيم مى كند و حقايق اعمال را به سوى خدا سوق مى دهد، بديهى است كه حضور و غيبت جسمانى امام در اين باب تأثير ندارد وامام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد اگر چه از چشم جسمانى ايشان مستوراست، و وجودش پيوسته لازم است اگر چه موقع ظهور و اصلاح جهانيش تاكنون نرسيده است»

مرحوم خواجه نصير طوسى رحمه الله مى فرمايد: «وجودهُ لطفُّ و تصرفهُ لطفُ آخرُ و عدمهُ منا» وجود امام لطف است و تصرف او در امور لطفى ديگر است، و عدم تصرف او از ناحيه خود ماست.

خورشيد كه در سودمندى آن خلاف نيست اگر مردم از آن دورى كنند اشكالى متوجه وجود خورشيد نيست، تقصير از كار خود مردم است كه چرا از خورشيد دورى جستند و خود را از تابش آن پنهان ساختند، و باز نبايد گمان كنند هيچ استفاده اى از خورشيد نمى برند چرا كه اگر خورشيد نميبود مردم حتى در پناهگاههاى خود هم نمى توانستند زندگى كنند وهمين خورشيد كه از آن دورى جسته اند و از تابش مستقيم آن خود را پنهان داشته اند امكان كار و فعاليت و تغذيه و حيات را براى آنان فراهم ساخته است.

در روايات اسلامى نيز امام غائب (عليه السلام) از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: چگونه مردم از حجت خدا كه غائب باشد استفاده مى كنند؟

فرمود: همانطور كه از خورشيد وقتى كه ابرها آنرا پوشانده استفاده مى نمايند.

و نيز «جابر بن عبدالله انصارى» از پيامبر اسلام(ص) سؤال كرد:

آيا شيعيان در زمان غيبت از امام غائب نفعى مى برند؟

فرمودند:آرى سوگندبه آنكه مرا به نبوت مبعوث ساخته است آنان به نور او روشنى مى گيرند و به ولايت او نفع مى برند از خورشيد هر چند ابرها آنرا پوشانده باشد.

علاوه بر اين، امام عصر ارواحنا فداه هر سال در مراسم حج شركت مى فرمايند،ودر مجالس و محافل رفت و آمد دارند، چه بسا مشكلات برخى از مؤمنين را بى واسطه يا با واسطه حل نمايد، و حتى ممكن است مردم او را ببينند ولى او را نشناسند و امام(ع) آنان را مى بيند و مى شناسد، و برخى صالحان وشايستگانرا مورد لطف خويش قرار مى دهد، و بسيارى از مردم در غيبت صغرى و كبرى به ديدار آن بزرگوار نائل شده اند و معجزات و كراماتى از آن گرامى ديده اند و مشكلاتشان حل شده است.

مرحوم آيت الله صدر الدين مى نويسد:

«كتب اخبار به ما خبر مى دهد كه جماعتى در زمان غيبت او را مشاهده كردند و خدمتش مشرف شدند، و اين با آنچه وارد شده كه مدعى رؤيترا تكذيب كنيد منافات ندارد، زيرا مقصود از آن روايت به قرينه صدر همانروايت، تكذيب مدعى نيابت خاصه است.

چه سؤالها كه امام در غيبت كبرى پاسخ داده، و چقدر مشكلات دينى و دنيوى كه مردم را از آنها نجات بخشيده،و چه بيمارانى كه شفا داده و بيچارگان و درماندگانى كه نجات داده، و چه  بسيار در راه مانده كه هدايت فرموده و تشنه كه سيراب ساخته و ناتوان كه دستگيرى كرده است.

اين كتابها و دفترهايى است كه در زمانهاى مختلف و نقاط گوناگون بدست افراد موثقى كه يكديگر را نمى شناختند تأليف شده در آنها آنقدر حكاياتى كه شاهد گفتار ماست ذكر شده كه قابل احصانيست، چه بسا انسان از ديدن آنها و احاطه به خصوصيات و شواهدى كه همراه آنهاست به پاره اى از آنها يقين حاصل نمايد».

تعيين وقت ظهور

چنانكه گفتيم: پس از وفات جناب ابوالحسن سمرى چهارمين نائب خاص امام زمان (عليه السلام) دوره غيبت كبرى آغاز شد و تا هم اكنون ادامه دارد، ظهور و قيام امام (عليه السلام) در پايان ايندوره و به فرمان خداى متعال خواهد بود،پيشوايان معصوم ما در روايات بسيار تصريح فرموده اند كه براى ظهور تعيين وقت نمى شود، و خدا مى داندوناگهان و به فرمان خدا واقع خواهد شد، و هر كس تعيين وقت كند دروغگوست.

«فضيل» از امام باقر (عليه السلام) پرسيد: آيابراى اين امر وقتى تعيين مى شود؟

امام سه بار فرمود:«كذبَ الوقاتونَ» تعيين كنندگان وقت دروغگويند.

«اسحق بن يعقوب» توسط جناب محمد بن عثمان عمرى نامه اى خدمت امام زمان (عليه السلام) فرستاد، و سؤالاتى نمود و امام در فرازى از پاسخ، در مورد وقت ظهور فرمودند:

«و اما ظهور الفرج فانه الى الله تعالى ذكره و كذب الوقاتونَ»، واما ظهور فرج به فرمان خداى متعال وابسته است،و تعيين وقت كنندگان دروغگويند.

البته منظور ازتعيين وقت، تعيين دقيق وقت ظهور است، و اين گونه تعيين وقت را پيشوايان معصوم(ع) بهيچ وجه جايز نشمرده اند و آن را از اسرار الهى دانسته اند ; ولى علاماتى را ذكر فرموده اند كه چون آنها واقع شوند نزديك بودن ظهور را نويد مى دهند.

علائم ظهور

روايات كه در مورد حوادث قبل از ظهور و علائم ظهور رسيده بسيار و متنوع است; برخى از اين روايات جو اجتماعات و بويژه وضع جوامع اسلامى را پيش از ظهور تشريح مى كند، و برخى ديگر حوادثى را كه نزديك به ظهور واقع مى شوند شرح مى دهد، و برخى هم بروز امورى عجيب را بيان مى نمايد.

بررسى همه اين روايات با پيچيدگيها و رمزهايى كه  در برخى وجود دارد بعهده كتابهاى مفصل است، و علاقمندان مى توانند به كتابها و متونى كه اين روايات را نقل كرده اند مراجعه نمايند; ما  در اين مقال چند علامت را كه روشنتر و به درك نزديكتر ند ذكر مى كنيم:

الف ـ رواياتى كه جو قبل از ظهور را مشخص مى سازد.

1ـ شيوع ظلم و جور و فسق و گناه وبى دينى در سراسر جهان و در جوامع اسلامى: در بسيارى از روايات كه پيشوايان، قيام مبارك امام زمان (عليه السلام) را نويد داده اند، به اين كه «قيام آن گرامى در وقتى است كه ظلم و جور جهان را فرا گرفته باشد» نيز تصريح فرموده اند. و در پاره اى از روايات هم يادآورى كرده اند كه پيش از ظهور امام قائم(عليه السلام)و بويژه نزديك به ظهور او، حتى در جوامع اسلامى فسق و فجور و انواع گناهان و زشتيها رواج كامل خواهد يافت، و از آن جمله به اين فجايع اشاره فرموده اند:

شراب خوارى و خريد و فروش مسكرات آشكارا انجام مى شود، رباخوارى رواج مى يابد، زنا و اعمال شنيع ديگر متداول و شايع و آشكار مى گردد، قساوت، تقلب، نفاق، رشوه خوارى، رياكارى، بدعت، غيبت و سخن چينى بسيار است; بى عفتى و بى حيايى و ظلم و ستم عمومى خواهد بود، و زنان بى حجاب و با لباسهاى زننده در اجتماع آشكار مى شوند، امر به معروف و نهى از منكر ترك مى گردد، و مؤمنان خوار و بى مقدار و محزون بوده و توانائى جلوگيرى از گناهان و زشتيها را نخواهند داشت. كفر و لحد و بى دنى رواج يافته و به اسلام و قرآن عمل نمى شود، فرزندان نسبت به پدران و مادران آزار و بى حرمتى روا داشته و كوچكتر احترام بزرگتر را رعايت نمى كند و بزرگتر به كوچكتر ترحم نمى نمايد و صله رحم مراعات نمى شود. خمس وزكات پرداخت نمى شود و يا به مصرف صحيح خود نمى رسد، بيگانگان و كافران و اهل باطل بر مسلمانان چيره مى شوند و مسلمانان با خود باختگى در همه امور و در لباس و گفتار و كردار از آنان تقليد و پيروى مى كنند و حدود الهى تعطيل مى شود و...

ب ـ حوادث پيش از ظهور.

2و3ـ «خروج سفيانى» و «فرو رفتن سپاه سفيانى به زمين»:

از علاماتى كه پيشوايان معصوم ما بر آن بسيار تأكيد كرده و صريح و روشن بيان فرموده اند، خروج سفيانى است; «سفيانى» طبق پاره اى از روايات مردم اموى و از نسل يزيد بن معاوية بن ابى سفيان و از پليدترين مردم است،نامش «عثمان بن عنبسه» است و با خاندان نبوت و امامت و شيعيان دشمنى ويژه دارد، در شام«سابق كه مشتمل بر دمشق و فلسطين و اردن و حمص و قنسرين است) قيام و به سرعت پنج شهر را تصرف مى كند، و با سپاهى بزرگ به سوى كوفه در عراق مى آيد و در شهرهاى عراق و بويژه در نجف و كوفه جنايات بزرگى مرتكب مى شود، و سپاهى ديگر به سوى مدينه در عربستان مى فرستد، سپاه سفيانى در مدينه به قتل و غارت مى پردازند و از آنجا به سوى مكه مى روند، و سپاه سفيانى در بيابانى ميان مدينه و مكه به فرمان خداى متعال به زمين فرو مى روند; آنگاه امام قائم (عليه السلام)پس از جرياناتى از مكه به مدينه واز مدينه به سوى عراق و كوفه مى آيد،و سفيانى از عراق به شام و دمشق فرار مى كند، و امام سپاهى را به تعقيب او روانه مى فرمايد كه سرانجام او را در بيت المقدس هلاك كرده و سرش را جدا مى سازند.

4ـ «خروج سيد حسنى»:

بنابر روايات ائمه عليهم السلام، سيد حسنى مردى از بزرگان شيعيان است كه در ايران و از ناحيه «ديلم و قزوين» (كوهستانهاى شمالى قزوين كه يك قسمت آن ديلمان نام دارد) خروج و قيام مى كند. مردى خدا جو و بزرگوار است كه ادعاى امامت و مهدويت نمى كند، و فقط مردم را به اسلام و روش ائمه معصومين(ع) دعوت مى نمايد، و كارش بالا مى گيرد و پيروان بسيار پيدا مى كند، واز محل خود تا كوفه را از ظلم وجور و فسق و فجور پاك مى سازد، و مطاع و رئيس است و مانند سلطان عادلى حكومت مى كند، و هنگامى كه با سپاهيان و ياران خود در كوفه است به او خبر ميدهند كه امام قائم (عليه السلام) با ياران و پيروان خودبه نواحى كوفه آمده است، سيد حسنى با لشكريان خود باامام (عليه السلام)ملاقات مى كند; امام صادق(ع) فرموده اند كه سيد حسنى امام را مى شناسد اما براى آنكه به ياران و پيروان خود امامت و فضايل امام را ثابت كند آشنائى خود را آشكار نمى سازد، و از امام مى خواهد كه دلائل امامت و مواريثى كه از پيامبرن نزد اوست ارائه دهد، و امام (عليه السلام) ارائه مى فرمايد ومعجزاتى آشكار مى فرمايد، و سيد حسنى با امام بيعت مى كند و پيروان او نيز با امام بيعت مى كنند، بجز گروهى حدود چهار هزار نفر كه نمى پذيرند و به امام(ع) نسبت سحر و جادوگرى مى دهند، و امام (عليه السلام) پس از سه روز موعظه و نصيحت، چون نمى پذيرند و ايمان نمى آورند، دستور قتل آنها را صادر مى فرمايند و همه آنان به فرمان امام كشته مى شوند.

5ـ «نداى آسمانى»:

يكى ديگر از علامات مشهور،نداى آسمانى است و آن چنان است كه پس از ظهور امام غائب در مكه، بانگى بسيار مهيب و رسا از آسمان شنيده مى شود كه امام را با اسم و نسب به همگان معرفى مى كند، و اين ندا از آيات الهى است; در اين ندا به مردم توصيه مى شود كه با امام بيعت كنيد تا هدايت يابيد و مخالفت حكم او را ننماييد كه گمراه مى شويد

 و نداى ديگرى قبل از ظهور صورت مى گيرد كه براى تثبيت حقانيت حضرت على (عليه السلام) و شيعيان او خواهد بود.

6ـ «نزول عيسى مسيح(ع) و اقتداى او به حضرت مهدى (عليه السلام)»:

در پاره اى از روايات نزول عيسى مسيح (عليه السلام) از آسمان و اقتداى او در نماز به حضرت مهدى (عليه السلام) جزو امورى كه همراه ظهور آن حضرت صورت ميگيرد ذكر شده است. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به دختر خويش فاطمه زهراء عليهاالسلام فرمودند:«و منا والله الذى لا اله الا هو مهدى هذه الامة الذى يصلى خلفه عيسى بن مريم» (و به خدائى كه پروردگارى جز او نيست سوگند كه مهدى اين امت از ما است همانكه عيسى بن مريم پشت سر او نماز مى خواند).

علائم و نشانه هاى ديگر نيز در كتابها جمع آورى شده است; اما آيا اين علائم همه واقع مى شوند يا ممكن است در آنهاتغييراتى بوجود آيد موضوعى است كه در جاى خود بررسى و مقرر شده و فرموده اند علائم بر دوقسم است: حتمى و غير حتمى،و آنچه حتمى است واقع مى شود. درپاره اى روايات فرموده اند حتى حتميات هم ممكن است تغيير يابد، و آنچه تغييرپذير نيست چيزهايى است كه خداى متعال وعده فرموده و خداوند خلف وعده نمى فرمايد: «ان الله لايخلف الميعادَ» بديهى است رواياتى كه محتومات را نيز قابل تغيير مى داند حالت انتظار را در  جامعه شيعه قوى تر مى سازد تا هميشه منتظر باشند و خود را آماده سازند زيرا ممكن است علائم واقع نشده باشد و در عين حال آن حضرت ظهور نمايد.

قيام امام عليه السلام

از مجموعه رواياتى كه پيشوايان معصوم (عليه السلام) درباره وقايع قيام حضرت مهدى موعود(ع) فرموده اند چنين بر مى آيد كه:

آن گرامى پس از غيبتى طولانى، به فرمان خدا درمكه و كنار كعبه (ميان ركن و مقام) ظهور مى فرمايد، پرچم و شمشير و عمامه و پيراهن پيامبر با اوست، و بوسيله فرشتگان يارى مى شود; خشمگين و خونخواه قيام مى كند، و به قتل بى امان دشمنان خدا و اسلام مى پردازد و از ستمگران انتقام مى گيرد.

ياران ويژه او سيصد و سيزده نفرند كه در مكه با او بيعت مى كنند، و امام مدتى در مكه مى ماند و بعد به سوى مدينه مى آيد.ياران او مردانى جنگجو و سلحشور و صالح و با ايمان و راهبان شب و شيران روزند، دلهاشان چون آهن محكم است، و در اطاعت از آن حضرت بسيار كوشا هستند، و به هر سو رو آورند پيروز مى شوند.

امام (عليه السلام) پس از مبارزاتى درمدينه با سپاه خود به سوى عراق و كوفه مى آيد، در كوفه با سيد حسنى ملاقات مى كند سيد حسنى و سپاهيانش باامام بيعت مى كنند، و عيساى مسيح(ع) نيز از آسمان فرود آمده امام را يارى مى كند و در نماز به امام اقتدا مى نمايد.

مركز حكومت امام كوفه است و امام شرق وغرب جهان را فتح كرده و اسلام را بر سراسر جهان حكمفرما مى سازد، و دين را تجديد مى كند و از چهره اسلام راستين غبار نادرستيها را مى زدايد; طبق كتاب خدا و سنت پيامبر رفتار و حكومت مى فرمايد و مانند اميرمؤمنان غذايش ساده و لباسش خشن است .

در حكومت امام، بركات زمين آشكار و ثروت و نعمت و ميوه و محصولات بسيارى مى شود، فقر از بين مى رود و همگان چنان در رفاه و نعمت خواهند بود كه كسى براى پرداخت زكات و صدقه فقيرى نمى يابد و بهر كس رجوع كند كسى از او نمى پذيرد. به شوق مجاورت با امام (عليه السلام) آنقدر از مؤمنان و پيروان در كوفه ساكن مى شوند كه براى گنجايش نمازگزارانى كه به امام اقتدا مى كنند مسجدى بسيار وسيع بنا مى كنند كه هزار در دارد.

در حكومت امام (عليه السلام) عدل و امنيت چنان در همه جا سايه گستر مى شود كه اگر پيرزنى طبقى طلا و جواهر ر سر گيرد و به تنهايى و پياده از شهرى به شهرى برود كسى مزاحم او نمى گردد و در ثروت او طمع نمى كند.

زمين گنجينه ها و دفينه هاى خود رابراى امام(ع) ظاهر مى سازد و امام تمام ويرانى هاى ستمديدگان را آباد مى كند، وقتى آن گرامى قيام كند خداوند به ديدگان و گوشهاى پيروان او مدد مى بخشد تا حائلى ميان آنان و امامشان نباشدو او با آنان سخن مى گويد و آنان سخن او را مى شنوند و به او مى نگرند در حاليكه امام در جاى خود قرار دارد; هنگام ظهور آن حضرت خدا دست لطف و رحمت خود را بر سر بندگان خويش مى گذارد وعقلهاى آنان كامل مى شود; آن گرامى ميان مردم بروش حضرت داود و حضرت محمد(ص) داورى مى كند و هر چه را رسول گرامى اسلام(ص) انجام داد انجام مى دهد و همانند رسول خدا سنت هاى جاهلى را از بين ميبرد و اسلام را دو باره حيات مى بخشد.

 

از سخنان و نامه هاى امام زمان

در توقيعى، حضرت عليه السلام شرايط كسانى را كه در زمان غيبت مردم بايد به آنها مراجعه كنند چنين بيان فرمود:

انظروا الى من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فارضوا به حكماً فانى قد جعلته عليكم حاكماً فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانما بحكم الله استخف و علينا رد و الراد علينا كالراد على الله و هو على حد الشرك بالله.

بنگريد به كسانى از شما كه حلال و حرام ما را مى شناسند و احكام ما را مى دانند پس به حكومت آنها راضى باشيد. من چنين فردى را بر شما حاكم قرار دادم، پس هر كس كه حكم آنها را نپذيرد حكم ما را كوچك شمرده است و رد كرده است و هر كس كه بر ما رد كند خدا را رد كرده است و چنين كسى در حد شرك به خداوند است.

و در روايت ديگرى فرمود:

و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و

انا حجة الله عليهم;

در حوادث و احكامى كه نمى دانيد، به راويان احاديث ما مراجعه كنيد كه آنها حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنهايم.

منبع سايت ايت الله العظمي حسيني شاهرودي دامه بركاته




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 

منتظران حقيقی امام  زمان

«مرحوم حاج ميرزا محمدتقي موسوي اصفهاني»، در كتاب شريف «مكيال المكارم» كه در آن براساس احاديث گوناگون وظايف منتظران را برشمرده است، موردي دارد كه واقعاً تكان دهنده است. ايشان مي نويسد ازجمله وظايف منتظران، توبه واقعي و بازگرداندن حقوق مردم به آنان است. يعني حتي آن توبه اي كه بدون پس دادن حقوق ضايع شده مردم به آنها باشد، مورد پذيرش نيست و نمي تواند ما را در زمره منتظران قرار دهد. درهاي رحمت الهي، هيچگاه به روي كساني كه از روي غفلت، به راه ناصواب رفته اند بسته نيست. كساني كه مي خواهند برگردند، مي توانند با اداكردن حقوق مردم و باتوبه واقعي، خود را در صف منتظران حقيقي آقا امام زمان(عج) قرار دهند. من خود را مكلف مي دانم كه صداي حضرتش را به همگان برسانم كه اي مردم بياييد و در صف منتظران من قرار گيريد، بياييد و با احقاق حقوق ضايع شده ديگران، با تأسي به پرهيزگاري و ورع، با دوري از گناهان، با صرف مال در راه هايي كه سود آن به مسلمانان برسد، باكوشش در اداي حقوق برادران ديني، با قرائت قرآن و نماز، با شاد كردن دل شيعيان، با خدمت به مردم مرا ياري كنيد تا من از شما راضي شوم.
خدا را گواه مي گيرم كه من راه هاي تقرب به آن حضرت را آشكارا بيان كردم و از هركس كه اين مطالب را بخواند، پيمان مي گيرم كه آن را به ديگران منتقل كند

وظايف منتظران حقيقي امام عصر(عج) سنگين است و از عهده هر كسي ساخته نيست. به همين دليل است كه گفته شده عدد منتظران حقيقي حضرت حجت(عج) از عدد آنان كه داعيه انتظار و ياوري حضرتش را دارند، بسيار كمتر است
.

«
دكتر محمد رهايي»، از مدرسان دروس حوزوي در باب وظايف منتظران مي گويد: «وظايف منتظران را در چند دسته مختلف مي توان تقسيم بندي كرد». بزرگان ما تا 80مورد از وظايف منتظران را از متون اخبار و روايات و احاديث استخراج كرده اند كه بخشي از آنها، وظايف تعبدي است. مثل شناخت وجود شريف امام كه اين شناخت، خودش بحث بسيار مفصلي دارد و اگر كسي بخواهد همين يك وظيفه را بدرستي انجام دهد، بايد عمرش را در پاي آن بگذارد. يا مواردي مثل رعايت مراتب ادب نسبت به اسماء شريف آن حضرت يا محبت خاص داشتن نسبت به آن حضرت و يا محبوب ساختن آن عزيز در نزد مردم و انتظار فرج و ظهور ايشان و اظهار شوق براي ديدار آن حضرت و ذكر فضايل و مناقب ايشان در ميان مردم واندوه در فراق آن بزرگوار و يا مداومت در خواندن دعاهاي خاص
.
اما يكسري وظايف هم هستند كه بعد اجتماعي دارند مثل صرف اموال در راههاي مورد رضايت امام زمان(عج) كه اين يك بحث مفصل دارد. انجام اين وظيفه، در جامعه امروز ما مي تواند از اهميت خاصي برخوردار باشد. ما بايد ببينيم در شرايطي كه جامعه ما دارد، صرف اموال در چه راههايي مورد رضايت امام عصر(عج) خواهد بود
.
يكي از وظايفي كه در تعاليم اسلامي برعهده منتظران امام عصر(عج) گذارده شده، تلاش در جهت سالم سازي فضاي اجتماعي است. منتظران امام زمان (عج) كساني هستند كه نسبت به مسائل اطراف خود، بي تفاوت نيستند و هر اتفاقي در عرصه هاي اجتماعي، آنها را به واكنش وامي دارد، واكنشي كه به نسبت اتفاق گاه مثبت و گاه منفي است. اين وظيفه در تعاليم ديني ما تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر شناخته مي شود
.
«
سيد ابراهيم كاظمي»، از فعالان تبليغ مهدويت، در اين باره مي گويد: «يكي از وظايف مهم مسلمانان در زمان غيبت امام عصر(عج) اين است كه به ترويج و تبليغ احكام اسلامي بپردازند و امر به معروف و نهي از منكر را اقامه و با بدعتها مبارزه كنند
.
وظيفه آگاهان، علما و دانشمندان در اين مقوله، نسبت به ديگران سنگين تر است
.
امام حسن عسكري(ع) از پدران گرامي خود نقل كرده است كه رسول خدا(ص) فرمودند:«شديدتر و سخت تر از يتيم شدن كودكي كه از پدر و مادر خود دور مي شود، يتيم بودن كسي است كه از امام خود دور است و به او خود دسترسي ندارد و حال آنكه با مسائلي مواجه است كه حكم آن را نمي داند. آگاه باشيد هر كس از شيعيان ما آگاه از علوم ما اهل بيت باشد، بايد بداند كه اين شخص كه دسترسي به ما ندارد و حكم ما را نمي داند در حكم كودك يتيمي است كه در دامن اوست. بدانيد هر كس او را هدايت و راهنمايي كند و راه ما اهل بيت را به او تعليم دهد، در بهشت با بهترين دوستان، همراه ما خواهد بود
».
امام هادي(ع) نيز فرموده اند:«اگر در زمان غيبت حضرت قائم (عج) علمايي نباشند كه مردم را به سوي حضرت دعوت كنند و متوجه به آن جناب سازند و با دليل از دين خدا دفاع كنند و بندگان ضعيف (كم اطلاع) را از دام ابليس و ابليسيان و ناصبيها نجات دهند، كسي باقي نخواهد ماند مگر آنكه مرتد خواهد شد، ولي ايشان هستند كه زمام قلبهاي شيعيان ضعيف و كم اطلاع را محكم مي گيرند، همان طور كه كشتيبان سكان كشتي را محكم مي گيرد حقا كه اين دانشمندان نزد خداوند عزوجل برترين افرادند
.


 

برنامه عملي شيعيان و ياوران حضرت در دوران غيبت




اشاره:
بزرگان و دانشمندان شيعه به ويژه صاحبان قلم كه درمورد وجود حضرت مهدي كتاب نوشته اند، با بهره گيري از كلمات نوراني و روايات وارده در اين باب ، براي شيعه و دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) تكاليف ووظايفي را مقرر داشته اند ، تكاليفي كه يك فرد شيعه بايد درعصر غيبت نسبت به آنها اهتمام ورزد . البته هر كسي در حد وسع خود اموري را به عنوان وظايف تعيين كرده اند . در اين مورد ، بهترين كتاب ، «مكيال المكارم » است كه مؤلف آن (سيد محمد تقي موسوي ) در باب هشتم كتاب ، هشتاد امر را به عنوان تكاليف عباد نسبت به امام عصر ، بر شمرده است . ما در اين نوشتار درصدد بررسي و جمع تمامي تكاليف نيستيم ، بلكه تنها به برخي تكاليف ووظايف عباد مخصوصاً شيعه اشاره مي كنيم ، چرا گه بررسي تمام وكمال آن نه در وسع فهم مؤلف است و نه در اين نوع نوشتار مي گنجد .
البته معلوم است كه اين تكاليف ، دستوراتي هستند كه از طرف مبادي عاليه و ائمه معصومين : صادر شده اند كه عبارتند از :



1-‌ ياد امام زمان (عليه السلام)

وظيفه ي يك شيعه و يك عاشق دلسوخته قبل از هر چيز ياد امام زمان است نه در هر صبح و شام ، بلكه درتمايم ساعات عمر خود و درهر حال ازحالات و در هر مكاني از مكانها بايد به ياد امام زمام باشد ، نه آنكه هر گاه مريض يا گرفتار شد ويا در مركزي از مراكزديني ، مانند حرم ائمه (عليه السلام) قرار گرفت به ياد امام بيافتد ، زيرا عاشق آن است كه آني از ياد معشوق غافل نشود . تأسف آن است كه نه تنها ديگران به ياد امام نيستند . بلكه شيعيان نيز امامشان را به فراموشي سپرده اند ، در حالي كه از ياد بردن ولي نعمت عيب و زشت است . ياد اما نه تنها يك وظيفه است كه آرام بخش و نشاط آور ، سازنده و تربيت كننده ، اصلاح گر وشور آفرين و وسيله تقرب به خدا و توشه لحظه پر وحشت مرگ نيز هست .

بنابراين ، اي دوستان امام زمان اگر صفاي روح مي طلبيد ، اگر تزكيه نفس مي خواهيد . اگر قدرت مبارزه با تمايلات نفساني ووسوسه هاي شيطاني را جويا هستيد ، اگر از گناهان و خطاها پشيمان شده در پي وسيله استغفار به فكر درمان بيماري هاي روحي وناهمواريهاي معنوي افتاده ايد ، اگرتعالي رواني و نور باطني مي خواهيد و بالاخره اگر كاميابي دنيا و آخرت را خواستاريد ، راه اصلي و مسير حقيقي آن است كه به ياد امام زمان باشيد و به او روي آوريد ودست به دامان او شويد ، در تمام ساعات عمرتان به ياد او باشيد ، از او بخواهيد ، او را بجوئيد ، راه او را به پيمائيد و در خانه او را بزنيد ، چرا كه همه چيز انجاست و همه كمالات در سايه مهر او و در پرتو اطاعت و كسب خوشنودي او و سرانجام از ياد اوست . شما در هر مقام و موقعيتي كه هستيد ، اگر مي خواهيد در تمام شئون زندگي و در همه مسائل اجتماعي ، به خصوص سازندگي روح انساني وشكوفايي انديشه ، به جائي برسيد و به موقعيتهائي نايل شويد پيوسته به ياد او باشيد و پيوندتان را با او محكم كنيد كه در غير اين صورت . تلاشها بي ثمر مي ماند . راههاي به ياد امام بودن ، تكاليف بعدي است كه ذيلاً اشاره مي شود .




2-‌ دعا براي شناخت امام زمان (عليه السلام)

معرفت و شناخت امام زمان ، امري حتمي و ضروري است ، چرا كه طبق حديث نبوي مرگ كسي كه نسبت به امام زمانش آگاهي ندارد ، مرگ جاهليت است . بنابراين يكي از وظايف مسلم عبد اين است كه امام زمانش را بشناسد و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نورزد . از جمله كوششها دعا و مسئلت شناخت امام از حضرت حق تعالي است كه از خدا استعانت بجويد و بخواهد كه معرفت امام را براي اوميسر و مقدورنمايد . در اين مورد دعاي معروفي است كه مرحوم كليني در باب غيبت ازكتاب الحجه اصول كافي و نعماني در كتاب غيبت خود و شيخ صدوق در كتاب كمال الدين و سيد بن طاووس در جمال الاسبوع و شيخ طوسي در مصباح المتهجد نقل كرده اند .در اين دعا پس از درخواست معرفت خدا ومعرفت رسول خدا . معرفت امام مسئلت مي شده ودستور مواظبت آن به مؤمنان و منتظران ظهور حضرت داده شده است :

«اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك ( لم ارعف رسولك ) اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفتي رسولك لم اعرف حجتك . اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني ؛ خداوندا خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناساني رسولت رانخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان ، چرا كه اگر رسولت را به من نشناساني ، حجتت را نخواهم شناخت . خداوندا حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناساني ، در دين گمراه خواهم شد .»

بزرگان دين به دوستان و مؤمنان و عاشقان حضرت مهدي دستور مواظبت اين دعا را براي هميشه داده اند ، بنابراين مي توان آن را يكي از وظايف شمرد .



3- دعا براي سلامت امام زمان (عليه السلام) :

يكي ازوظايف دوستان امام اين است كه براي سلامت و صيانت حضرت از خطرات و بلايايي كه جان امام را تهديد مي كند ، با هر زباني كه بدان مسلطند ، دعا كنند و بهتر آن است كه دعاهاي مأثور را بخوانند ،مانند :

« اللهم كن لويك الحجه بن لحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعه و في كل ساعه ولياً و حافظاً و قائداً وناصراً و دليلاً و عينا حتي تسكنه ارضك طوعاً وتمتعه فيها طويلاً »1. يا مانند « اللهم اعده من شر جميع ما خلقت و ذرات و برات و انشات و صورت . و احفظه من بين يديه و من خلفه و عن عينه و عن شماله و من فوقه ومن تحته بحفظك الذي لا يضيع من حفظته و احفظ فيه رسولك و وصي رسولك عليهم السلام . اللهم ومد في عمره وزد في اجله و اعنه علي ما وليته و استرعيته ...»2

البته كل اين دعا را محدث قمي درمفاتيح الجنان در ملحقات آن تحت عنوان دعا در غيب امام زمان آورده است .

و مانند دعايي كه تحت عنوان « صلوات بر ولي امر منتظر (عجل الله تعالي فرجه) » در مفاتيج الجنان در ضمن صلوه بر حجج طاهره : آمده است : « ... اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جميع خلقك و احفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان يوصل اليه بسوء ...» . و يا مانند دعايي كه با اين عبارت شروع مي شود : « اللهم ادفع عن وليك و خليفتك ...» كه مرحوم محدث قمي آن را از سيد ين طاووس در جمال الأسبوع و شيخ الطايفه در مصباح المتجهد نقل كرده و درامر چهارم از دعا براي امام عصر (عليه السلام) قرار داده است . طالبان مي توانند به مفاتيح الجنان مراجعه كنند .

در اينكه به دوستان توصيه شده براي سلامتي امام زمان (عليه السلام) دعاكنند و اينكه دعاهاي بسيار در مورد اين مورد ثبت و ضبط شده ، تا آنجا كه در دعاهايي كه براي امام زمان نقل شده به اين موضوع توجه شده ، بحثي نيست و كسي نمي تواند در آن ترديد كند ، حتي دستور داده شده كه دوستان براي حفظ جان امام صدقه بدهند، نخست قصد و نيتش سلامتي امام زمان ، سپس سلامتي خود و اعضاي خانواده اش ، آنهم در پناه امام زمان را لحاظ كند كه اين به قبول نزديكتر است تا آنكه بخواهد صرفاً براي سلامتي خود صدقه بدهد .



4-‌ دعا براي تعجيل در ظهور امام زمان (عليه السلام) :

يكي از وظايف مسلم شيعيان در زمان غيبت امام زمان ، دعا برا ي قرب ظهور و درخواست تعجيل در قيام آن حضرت است . شيعه راستين و دلباخته امام زمان كسي است كه در هر صبح و شام و با هر نماز ونياز دست حاجت به پيشگاه خداي رؤف دراز كرده و از او ظهور مولايش را بطلبد .

كسي كه شيفته واقعي امام زمان (عليه السلام) است در دعا براي ظهور مولايش اسير الفاظ و گرفتار عبارت پردازي نيست ، بلكه از عمق جان دعا مي كند و با تمام وجود گمشده اش را مي طلبد ، تنها زبانش سخن نمي گويد ، بلكه قلبش در هجران يار مي سوزد ، دلش در فراق محبوب مضطرب است و ديدگانش در انتظار ديدار اشكبار است . گردش زبانش در گام ، همچون اشكهاي غلطانش برگونه ، نشانه محبت دروني و علاقه قلبي او به مولا و محبوب اش است .

شيعه شيفته ، بسان انساني فارغ و بي سوز ، نيايش نمي كند . بلكه مانند عاشقي دلباخته با دلي پر سوز و گداز و با تمام وجود براي ظهور امامش دعا ميكند . انساني كه دردريا گرفتار توفان شده و كشتي اش شكسته به دريا افتاده و در حال غرق شدن است ، چگونه براي نجات خويش دعا مي كند ؟ و با چه حالي خدا را ميخواند و چطور از ته دل به پيشگاهش التماس مي كند ؟

شيعه دلباخته نيز در زمان غيبت ، ميان موجهاي پرخروش حكومتهاي خود كامه در دل درياي توفان زده و تاريك اجتماعات فاسد بشري ، كشتي سعادتش را شكسته مي بيند ، دل را در فراق امام ومولايش مضطرب و پريشان مي يابد و بدون ذره اي ظاهر سازي و خودنمايي ، از صميم قلب فرياد مي كشد : اين بقيه الله ؟ و با اشك و آه جان سوز مي گويد : اين المنتظر لاقامه الامت والعوج ؛ كجاست مصلحي كه انتظار مي كشيم انحرافها و كجيها را راست گرداند ؟ اين المرتجي لازاله الجور و العدوان ؛ كجاست مايه اميدي كه ستم و بي عدالتي را از جهان برچيند ؟ اين معز الاولياء ومذل الاعداء ؟ كجاست عزت بخش دوستان و ذليل كننده دشمنان ؟ اين ابن النبي المصطفي و ابن علي المرتضي وابن خديجه الغراء و ابن فاطمه الكبري ؛ كجاست پسر محمد مصطفي (صل الله عليه و اله) وعلي مرتضي (عليه السلام) و خديجه غراء (عليه السلام) و فاطمه كبري (عليه السلام) ؟

آري ، عاشق دلباخته صبح و شام نمي شناسد و درتمام ساعات منتظر ظهور يار و مشتاق ديدار جمال محبوب است . امام صادق (عليه السلام) فرمود : « فتوقعو الفرج صباحاً و مساءً3 ؛ بايد در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشي ».

و در حديث ديگر فرمود :«.... و توقع امر صاحبك ليك و نهارك4 ؛ بايد شب و روز منتظر فرار رسيدن ظهور صاحب خود باشي ».

بنابراين ، بر همه شيفتگان آن حضرت لازم است دائم به ياد آن امام همام بوده و برا ي تعجيل در ظهورش دعا كنند و از خدا ظهور او را هر چه سريعتر بخواهند ، چرا كه با آمدن او تمام ملل نجات مي يابند و شيعه به اوج عزت وعظمت خود مي رسد . به قول امام صادق :لكل اناس دوله و دولتنا في آخر الدهر يظهر5 .

يقيناً در دولت اهل بيت پيامبر شيعيانشان به اوج عزت خواهند رسيد و دشمنانشان به حضيض ذلت ، چنانكه حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه) فرمود : « و اكثر و الدعا ، بتعجيل الفرج فان ذالك فرجكم 6؛ براي فرج ما بسيار دعا كنيد چرا كه فرج شما در آن است .»



5-‌ ندبه بر امام زمان (عليه السلام) :

ندبه بر حضرت مهدي اظهار شوق به لقاي او ، گريه و ابراز نگراني از مفارقت ومحروم بودن از فيض حضور او ، دعا براي تعجيل فرج وظهور او ، ذكر مناقب وفضايل واقدامات و برنامه هاي انقلابي و اصلاحي آن وجود مبارك و اظهار تأسف از اوضاع ناهنجار و روي كار بودن حكومتهاي باطل ومستبد و روشهاي بيداگرانه ، سنت حسنه اي است كه همواره شيعه بر آن مداومت داشته و آن راشعار خود قرار داده و تا ظهور دولت حق و تأسيس حكومت جهاني اسلام ، و آزادي و نجات تمام انسانها ، اين شعار بر قرار بوده و روشنگر خواسته هاي ارزنده و با ارج و هدفهاي مترقي و نجات بخش‌اسلام‌است .

اين ندبه را شيعه از امامان معصوم خود كه كار و عملشان سرمشق و پيروي از گفتار و رفتارشان ( بر حسب حديث متواتر ثقلين و احاديث ديگر ) وظيفه هر مسلماني است ، آموخته اند .

پيامبر اكرم (صل الله عليه و اله) و ائمه معصومين (عليه السلام) بر حسب روايات ، كراراً ضمن آنكه از اوضاع آخر الزمان و فتنه هاي كه ظاهر ميشود و فشار هايي كه براهل حق وارد مي گردد ،خبر مي دادند ، نگراني و تأثر خود را نيز اظهار مي كردند .

شيخ صدوق و شيخ طوسي (رحمه الله ) هر يك به سند خود حديث مفصلي را از «سدير صيرفي » روايت كرده اند كه در آن ، گريه و ندبه امام ششم حضرت جعفر بن محمد (عليه السلام) بر غيبت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه) بيان شده است ، در اينجا براي رعايت اختصار قسمتي از اين حديث را كه ارتباط با بحث ما ( ندبه ) دارد ؟ نقل مي كنيم . سدير صيرفي مي گويد : من و مفضل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب به محضر امام صادق (عليه السلام) شرفياب شديم ، ديديم آن حضرت بر روي خاك نشسته و لباسي كه از مو بافته شده و طوقدار و بي گريبان بود ، پوشيده است و مانند فرزند مرده جگر سوخته گريه مي كند ، آثار حزن و اندوه ا زگونه و رخسارش آشكار و اشك كاسه چشمهايش را پر كرده بود و مي فرمود :

« سيدي غيبتك نفت و ضيقت علي مهادي و ابتزت مني راحه فوادي سيدي غيبتك او صلت مصابي بفجايع الابد ، و فقد الواحد بعد بعد الواحد يقني الجمع و العدد ، فما احس بدمعه ترقي من عيني و انين يقتر من صدري عن دوارج الرزايا و سوالف البلايا الا مثل بعيني عن غواير اعظمها و افظعها و بواقي اشدها و انكرها ونوائب مخلوطه بغضبك و نوازل معجونه بسخطك 7؛ آقاي من ، غيبت تو خوابم را گرفته و خوابگاهم رابر من تنگ كرده و آرامش و راحت دلم را ربوده است . آقاي من ، غيبت تو مصيبتم را به مصيبتهاي دردناك ابدي پيوسته و ازدست دادن يكي پس از ديگري جمع و عدد را فاني مي سازد ، پس احساس نمي كنم به اشكي كه در چشمم خشك مي گردد و ناله اي كه در سينه ام آرام مي گيرد ، مگر آنكه مصايب بزرگتر و دلخراش تر وپيشامدهاي سخت تر و ناشناخته تر در برابر ديده ام ، مجسم مي شود .»

سدير گفت : عقل از سر ما پريد و دلهاي ما از غم و اندوه اين پيشامد هولناك و حادثه خطرناك پاره شد و گمان كرديم از اتفاق ناگوار كوبنده اي اين چنين گريان و سوگوار است يا از روزگار به او مصيبتي رسيده است .

عرض كرديم خدا ديدگانت را نگرياند اي پسر خير الوري ،از چه پيش آمدي اينگونه گرياني ، و از ديده اشك مي باري ؟ چه حالي روي داده كه اين گونه سوگواري ؟ حضرت چنان آه عميقي كشيد كه ناراحتيش از آن افزون شد . از روي تعجب فرمود : « واي بر شما . بامداد امروز نگاه كردم در كتاب « جفر » و آن كتابي است كه علم مرگها و بلاها ، وآنچه واقع شده و واقع مي شود تا روز قيامت ، در آن مندرج است . خدا ،محمد (صل الله عليه و اله) وائمه اطهار (عليه السلام) بعد از او را به آن اختصاص داده است و تأمل كردم در موضوع ولادت غايب ما و غيبت و طول عمر او و گرفتاري مؤمنان در آن زمان وشك هايي كه از جهت طول غيبت در دلهايشان پيدا مي شود و اينكه بيشتر آنها از دين برگردند و رشته اسلام را از گردن بردارند . »8

بنابراين ، ندبه ناله وزاري و گريه بر امام عصر (عليه السلام) كه در بين شيعه رائج است امري بي مأخذ و موضوعي بي سند نيست ، بلكه امري است كه شيعه ازاولياي خود گرفته است .

در تضرع و زاري بر امام عصر و ندبه بروجود مقدس او شيعه دلباخته اسير الفاظ نيست ، با هر لفظي و با هر سوز و گدازي انجام گيرد ، صحيح است ، لكن بهتر آن است كه شيعه در اين موضوع نيز ببيند كه از مبادي عاليه چه دستوري رسيده است ، شايد بهترين آنها « دعاي ندبه » باشد كه هم از لحاظ سند طبق بررسي بزرگان فن, محكم ومتين است و هم از لحاظ متن ودلالت مطابق قرآن و روايات وارده است . اساساً جذبه اين دعا محتواي بلند آن ، بهترين گواه بر صحت صدور آن است . ذكر اين نكته لازم است كه اگر شخصي ميخواهد براي امام زمان تضرع و ندبه اي داشته باشد بايد با حالي مخصوص و قلبي محزون و چشمي گريان و ادبي مطابق شأن امام معصوم باشد . در اين مورد ،دعاي ندبه بهترين راهنماست ، زيرا با دقت در آن دعا روشن مي شود كه از يك جهت دعاي ندبه ، به سه بخش قابل تقسيم است :

نخست : مناجات با خدا و سرسخن باز كردن و گله وشكايت از مردم روزگار نمودن و اقرار به معارف حقه اسلامي كردن تا آنكه محبتش شديد و شديدتر مي شود . سپس مثل كسي كه ميخواهد محبوب و معشوق عزيزش را در گوشه و كنار دنيا پيدا كند با سفري روحي به همه جاي عالم سري مي زند و به گفتن اين كلمات مي پردازد : « اين الحسن اين الحسين (عليه السلام) » تا مي رسد به « اين بقيه الله ؟ » و همچنان ادامه مي دهد و به تجسس مي پردازد، ناگهان مانند كسي كه محبوبش را درگوشه اي يافته و او را ديده، به اوخطاب مي كند : « بابي انت وامي ونفسي لك الوقاؤ والحمي » و در پايان مي گويد : « اللهم انت كشاف الكرب والبلوي ؛ يعني كسي كه غم و اندوه را از دلها مي زدايد و بلاها را رفع ميكند و غم هجران را به سرور و صال مبدل مي سازد ، خداست .

بنابراين ، عاشق دلسوخته وقتي براي حضرت ندبه مي كند ، خواه دعاي ندبه بخواند ، خواه خود زمزمه داشته باشد ، ابتدا بايد توجه به حضرت حق داشته و عرض حاجت و شكايت به او ببرد و سپس توجه به گمشده خويش نمايد ، و سرانجام ، به گونه اي باشد كه خود را در محضر امام بيند و در پايان نيز شكر خدا را به جا آورده و رسيدن به وصال يار را از امداد او بداند .



6-‌ زيارت امام زمان (عليه السلام) :

از جمله وظايف دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) اين است كه درهر روز به ويژه در روز جمعه به زيارت امامشان بپردازند وبه يكي از زيارتنامه هايي كه براي آن حضرت در كتب دعا معرفي شده . آقايشان را زيارت كنند .

زياراتي كه در كتب ادعيه از قبيل مصابح المتجهد شيخ طوسي و جمال الأسبوع و اقبال سيد بن طاووس ، و زاد المعاد و بحار الانوار مجلسي ومفاتيح الجنان محدث قمي و كتب ديگر آمده ، بسيار است .كتاب مفاتيح الجنان محدث قمي كه دردسترس همگان قرار دارد ، عاشقان مي توانند براي زيارت امام عصر (عليه السلام) به همان كتب مراجعه كنند . زيارتي كه در اوايل مفاتيح مربوط به روز جمعه است ودعاي ندبه و آل ياسين ودعاي عهد و چندين زيارت ديگر كه دراواخر آن كتاب در بخش زيارت حضرت صاحب الامر آمده است، همه زيارت نامه آن حضرت است . بهترين زيارت براي هر امامي از جمله امام عصر (عليه السلام) زيارت جامعه كبيره است .

نكته : چه قدر زيباست كه انسان هر شب هنگام استراحت وضو گرفته ، دو ركعت نماز به جا آورد . سپس تسبيح حضرت زهرا (س) وحداقل سه مرتبه سوره توحيد را بخواند و يكي از زيارات حضرت را هر چند مختصر بخواند و هر مقدار كه آمادگي دارد به قرآن و اذكار بپردازد و در پايان مجموعه آن عمل را به عنوان هديه به محضر آن حضرت تقديم نمايد، زيرا حداقل فايده اين كار اين است كه در هر 24 ساعت يكبار هم كه شده به ياد مولايش افتاده است . امكان ندارد كه ما متوجه مولايمان بشويم ، ولي او به ما توجه نكند ، چون آنان خاندان كرمند :«عادتكم الاحسان‌و‌سجيتكم الكرم»




7-‌ توسل به امام زمان (عليه السلام):

همانگونه كه هر عبدي اگر مبتلا به مشكلي شود به مولايش پناه مي برد و رفع شدايد ومشكلات را از او مي طلبد ، مخصوصاً اگر آن مولا توان رفع مشكل راداشته باشد ، شيعه نيز بايد در همه حالات به ويژه درهنگام شدايد وتهاجم دشمن ، به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه)متوسل شود و رفع مشكل را از مولاي خود بخواهد . در طول تاريخ شيعه از صدر غيبت تاكنون مواردي كه مؤمنان به آن امام همام متوسل شه و نتيجه گرفته اند ، قابل احصا نيست . شفا يافتگان درگاه او ونجات يافتگان پناهجويان او بسيارند كه در كتابهاي متعدد به آنها اشاره شده است. كساني كه در مسجد جمكران قم با توسل به امام زمان (عليه السلام) شفا گرفته و يا از آنان رفع مشكل شده ، تعداد بي شماري هستند كه ما در اينجا بناي نقل آنها را نداريم .

گرچه همه ائمه سرور ومولاي ما هستند و همگان صاحب كرامات ومعجزات اند و تمامي آنان در درگاه پروردگار صاحب عزت و جاه و جلالند و انسان به هر كدام كه متوسل شود به پناهندگان خود ، پناه مي دهند . لكن طبق قاعده امروزه هر كاري كه بخواهد انجام گيرد وهر مشكلي كه بخواهد رفع شود و هر بليه اي كه بخواهد از ميان برداشته شود و سرانجام ، هر عزت و ذلتي بايد زير نظر ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه) باشد و با صلاح ديد آن حضرت انجام گيرد . شايد معصومين ديگر كارها را به آن حضرت ارجاع دهند ، چرا كه فعلاً دوران حكومت و حكمروايي اوست ، لذا توسل به او لازم است .



8-‌ ارجاع مردم به امام زمان (عليه السلام) :

صرف اينكه انسان به ياد امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) و متوسل به اوست ودرهر صبح و شام او را زيارت مي كند كافي نيست ، بلكه تكليف ديگري هست كه (البته اين تكليف عمدتاً متوجه روحانيت ورهبران ديني و متدينان صاحب نفوذ در جامعه است ) بايد سعي كرد تا جامعه را جامعه امام زماني (عليه السلام) قرار داد و مردم را متوجه امام زمان كرد . درايام تبليغ محرم وصفر وماه رمضان و درهر فرصت متناسب از امام عصر(عليه السلام) سخن به ميان آورد و بخشي از منبر و وعظ و خطابه خود را به آن حضرت اختصاص داد ومردم را نسبت به اصل وجود او و عظمت و جلال و جمال او آگاه ساخت . دستور توسل به آن حضرت را به مردم آموخت و مردم را نسيت به آن امام همام اميدوار كرد . هم چنين شبهات رادر مورد وجود آن حضرت برطرف نمودو در مورد طول عمر آن حضرت وغيبت و فوايد وجودي او ، در عين اينكه در پرده غيبت است ، سخن گفت و ابهامات را بر طرف نمود تاهمه افراد شيعه نسبت به امام آگاهي پيدا كرده و مبلغ او شوند . در اين راه يك بسيج عمومي لازم است كه همه اهل سخن و قلم يكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بي صاحب نيستيم تا جامعه ، يكپارچه جامعه امام زماني شود ،نه آنكه تنها دعاي ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتي در اثر گرايشهاي نابجا مورد طعن ديگران قرار گيرند . يا يك روحاني و واعظ در ميلاد آن حضرت به چند جمله يا داستان اكتفا نمايد ، بلكه بايد كاري كرد كه زن و مرد شيعه دائم به فكر امامشان بوده و مبلغ او باشند و درهر حادثه قبل از هر كسي به ياد امام زمان بيفتند و از او كمك بخواهند . نه آنكه پس از آنكه نزد همه اطبا رفته و تمام اموالشان را در اين راه تباه كردند . و پاسخ منفي و مأيوس كننده شنيدند ، تازه به ياد مسجد جمكران و امام زمان بيفتند . ما بايد مردم را به گونه اي بسازيم كه در تمام زمينه ها نخست به ياد امام زمان افتاده ،سپس با توسل به آن حضرت به طبيب مراجعه كنند و دارو مصرف نمايند ، نه آنكه نخست به دارو پناه ببرند ، آنگاه به امام زمان (عليه السلام) مراجعه نمايند . البته ما منكر اسباب و علل طبيعي نيستيم و نمي خواهيم بگوييم هر كه بيمار شد، و با اينكه مثلاُ نياز به عمل جراحي دارد به دكتر مراجعه نكند ، و فقط به امام زمان متوسل شود ، بلكه مي گوئيم نخست توسل براي اينكه امام عصر عنايتي بفرمايد كه طبيب درست مرض را تشخيص دهد و داروي مناسب تحويز نمايد و عمل جراحي موفقيت آميز باشد . به هر حال ، دارو از طبيب ، ولي شفا از خدا با وساطت امام عصر (عليه السلام) است .



9-‌ هديه براي امام زمان (عليه السلام) :

از جمله وظايف شيعه آن است كه هدايايي به محضر امام زمانش تقديم دارند . منظور از هداياي مادي نيست كه مثلاُ براي امام يك دست لباس بخرند ، بلكه مقصود از هديه اعمال صالحه است از قبيل : قرائت قرآن . حج ، طواف ، زيارت قبور ائمه معصومين (عليه السلام) به نيابت از آن حضرت و سرانجام هر كار خيري كه از انسان سر زند مي تواند آن را به محضر امام هديه كند يا به نيابت امام زمان حج انجام دهد و طواف نمايد و امثال اينها و يا براي سلامتي او صدقه دهد و ...



10-‌توبه :

گرچه توبه درهر عصر و زماني ممدوح ومورد توجه و لازم بوده است ، ولي در عصر غيبت اهتمام به آن دليل اينكه از جمله اسباب غيبت حضرت گناهان ماست ، مورد توجه يشتر قرار گرفته است و اساساً اگرمي خواهيم امام زمان ظهور كند بايد از گناه و‌آلودگي پاك باشيم . زيرا با ظهور امام گنه كاران از ميان برداشته مي شوند ، چون آلودگان نمي توانند در اطراف امام جمع شوند ، بلكه درمقابل امام قرار مي گيرند و هر كسي هم كه عليه امام و درمقابل او قرا رگيرد ، از دم تيغ اوخواهد گذشت .



11-‌‌خودسازي :

شيعه درطول غيبت كبري به انتظار نشسته كه كي يوسف گم گشته باز آيد و غم هجران يعقوبي آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه اميد شيعه اين است كه روزي در زير پرچم امام عصر به جهاد عليه دشمنان خدا و دين پرداخته و از جمله ياران امام و شهداء در ركاب حضرت باشد . مي دانيم كه اين مقامات با آلودگي و پليدي سازگار نيست و از سوي ديگر . چون آمدن امام معلوم نيست و ممكن است ناگهان صداي دلرباي او طنين انداز شود ، پس شيعه منتظر بايد در تمام ابعاد زندگي خودسازي كند ، هم در بعد عقيده و هم در بعد نفسانيات و اخلاق و هم در بعد عمل ، چرا كه نه شخص فاسد العقيده در حريم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان آلوده به گناه .

بنابراين اگر مي خواهيم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از ياران و دوستان او باشيم بايد خود رااز هر جهت بسازيم و يك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشيم و گرنه نه تنها نمي توانيم از ياوران و اصحاب امام زمان باشيم . بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زير پرچم مخالفان در آييم و از قهر امام در امان نمانيم ، چنانكه خيلي ها قبل از انقلاب دم از دوستي با امام خميني را مي‌زدند ، ولي وقتي كه امام آمد نه تنها با امام خميني همكاري نكردند ، بلكه نتوانستند قوانين اسلامي او را تحمل كنند ، در رديف مخالفان قرار گرفتند .




12-‌ آمادگي براي ظهور امام زمان (عليه السلام) :

يكي از وظايف مهم عباد موضوع آمادگي براي پذيرش حكومت واحد جهاني حضرت وليعصر (عليه السلام) است و تا آن آماگي حاصل نشود ظهور حضرت واقع نخواهد شد ، زيرا بدون آمادگي ظهور بي فايده خواهد بود . ما هر قدر خوشبين و اميدوار باشيم باز بايد بدانيم كه رسيدن به مرحله اي از تاريخ كه در آن همه انسانها زير يك پرچم گرد آيند ، سلاحهاي وحشتناك از جهان برچيده شود ، طبقات به مفهوم استعمارگر و استعمار شده از ميان برود كشمكشها و بازيهاي خطرناك سياسي ونظامي ابرقدرتها براي هميشه به دست فراموشي سپرده شود ، دنيا از نام چندش آور «ابر قدرت» وكابوس شوم نيروهاي جهنمي آنها رهايي يابد ، و رقابتهاي ناسالم وويرانگر اقتصادي جاي خود را به تعاون همگاني انسانها در راه بهتر و پاكتر زيستن دهد . هنوز زود است و دنيا نياز به يك آمادگي عمومي دارد . اما از آنجا كه درعصر اخير تحولها و ديگرگونيها به سرعت رخ مي دهد نبايد آن را هم زياد دور بدانيم وهمانند يك رؤيا وخواب شيرين بپنداريم .

ولي درهر حال , براي اينكه دنيا حكومتي را بپذيرد بايد از جهات مختلف ذيل آمادگي داشته باشد9:



الف ) آمادگي فكري وفرهنگي :

به اين معنا كه سطح افكار مردم جهان آن چنان بالا رود كه بدانند مثلاُ «نژاد» يا « مناطق مختلف جغرافيايي » مسأله قابل توجهي در زندگي بشريت نيست ، تفاوت رنگها , زبانها و سرزمينها نمي تواند نوع بشر را از هم جدا سازد ، تعصبهاي قبيله اي و گروهي بايد براي هميشه از ميان برود و فكر مسخره آميز «نژاد برتر » را بايد به دور انداخت ، مرزهاي ساختگي با سيمهاي خاردارد . و ديوارهايي همچون ديوار باستاني چين . نمي تواند انسانها را از هم دور سازد .

بلكه همانگونه كه نورآفتاب ونسيم روح بخش . ابرهاي باران زا و ساير مواهب ونيروهاي جهان طبيعت به مرزها ابداً توجهي ندارند و همه روي كره زمين را دور مي زنند و دنيار را عملاً يك كشور مي دانند .ما انسانها نيز به همين مرحله از رشد فكري برسيم و اگر خوب دقت كنيم مي بينيم كه اين طرز تفكر در ميان آگاهان و روشنفكران جهان در حال تكوين و تكامل است و روز به روز بر تعداد كساني كه به مسأله «جهان وطني » مي انديشند افزوده مي شود ، لذا مسأله زبان واحد و پول وحكومت واحد جهاني علناً در جهان مطرح است .



ب ) آمادگيهاي اجتماعي :
مردم جهان بايد از ظلم وستم و نظامهاي موجود خسته شوند و تلخي اين زندگي مادي و تك بعدي را احساس كنند ،حتي از اينكه ادامه اين راه تك بعدي ممكن است در آينده مشكلات كنوني را حل كند ، مأيوس شوند .

مردم جهان بايد بفهمند آنچه در قرن هيجده ، نوزده و بيست ميلادي درباره آينده درخشان تمدن بشري در پرتو پيشرفتهاي ماشيني به آنها نويد داده مي شد، در واقع , باغ سبزي بيش نبود و يا همچون سرايي بود در يك بيابان سوزان ، در برابر ديدگان مسافران تشنه كام .

نه تنها صلح ، رفاه و امنيت مردم جهان تأمين نشد ، بلكه دامنه مناقشات و نا امنيهاي مادي ومعنوي گسترش يافت ، نه تنها وضع قوانين به ظاهر جالب ، ظلم ، تبعيض ، استعمار وشكافهاي عظيم طبقاتي را از جهان برنچيد . بلكه مفاسد پيشين در مقياسهاي عظيم تر و اشكال خطرناكتر بروز كرد .

پي بردن به عمق وضع خطرناك كنوني ،نخست حالت تفكر ، سپس ترديد و سرانجام ، يأس از وضع موجود جهان و آمادگي براي يك انقلاب همه جانبه بر اساس ارزشهاي جديد به وجود مي آورد و اين چيزي است كه تا حاصل نشود . رسيدن به چنان مرحله اي ممكن نيست . درست همانند دمل چركيني مي ماند كه تا نضح نگيرد ، لحظه نشتر زدن آن فرا نخواهد رسيد .



ج) آمادگيهاي تكنولوژي و ارتباطي :
علي رغم آنچه بعضيها مي پندارند كه رسيدن به مرحله تكامل اجتماعي و جهاني آكنده از صلح و عدالت ، حتماً بايدهمراه بانابودي تكنولوژي جديد امكان پذير شود ، وجود اين صنايع پيشرفته نه تنها مزاحم يك حكومت عادلانه جهاني نيست ؟ بلكه شايد بدون آن وصول به چنين هدفي محال باشد ، زيرا براي ايجاد كنترل يك نظام جهاني ، يك سلسله وسايل مافوق مدرن لازم است كه با آن بتوان جهان را درمدت كوتاهي در نورديد و به همه جا سركشي كرد . از همه جا آگاه شد ، و در صورت نياز امكانات لازم را از يك سوي جهان به سوي ديگر برد و پيامها ، اطلاعات و آگاهيهاي مورد نياز را در كمترين مدت به همه نقاط دنيا رساند . اگر زندگي صنعتي به وضع قديم برگردد و مثلاً براي فرستادن يك پيام از يكسوي جهان به سوي ديگر يكسال يا بيشتر وقت لازم باشد چگونه مي توان بر جهان حكومت كرد و عدالت را در همه جا گسترد ؟ ! اگر براي سركوب كردن يك فرد يا يك گروه كوچك متجاوز كه مسلماً حتي در چنين جهاني نيز امكان وجود دارد ، مدتها وقت براي مطلع شدن وفرستادن نيروي تأمين كننده عدالت لازم باشد، چگونه ميتوان حق ، عدالت و صلح را در سراسر دنيا تأمين كرد ؟ !

بدون شك چنين حكومتي براي برقرار ساختن نظام وعدالت در سطح جهان نياز به آن دارد كه در آن واحد از همه جا آگاه بوده و بر همه جا تسلط كامل داشته باشد تا مردم آماده اصلاح را تربيت ورهبري كند نياز به چنين تكنولوژي دارد .

آنها كه غير از اين فكر مي كنند ، گويا به مفهوم حكومت واحد جهاني نمي انديشند و آن را با حكومت در محدوده كوچك مقايسه ميكنند به هر حال ،تا اين نوع آمادگيها درجهان پيدا نشود ، امام عصر ظهورنمي كنند . زيرا بدون اين نوع آمادگيها امكان پياده كردن آن حكومت واحد جهاني كه نويد بخش عدالت و صلح و آزادي است ميسر نخواهد بود .




13-‌ اطاعت و پيروي از نايب امام زمان (عليه السلام):

يكي از مهمترين وظيفه شيعه در عصر غيبت گوش دادن به فرمان نماينده ونايب امام عصر است ، به اين معنا كه درتمام كارها و حوادث كه درصورت حضور امام ، با نظارت وولايت او انجام ميگرفت . در عصر غيبت بايد با نظارت فقيه جامع الشرايط انجام گيرد ، چنانكه خود امام زمان (عليه السلام) در پاسخ به نامه اسحق بن يعقوب فرمود : « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله 10؛ در حوادث واقعه به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، چرا كه آنان حجت و نماينده من ومن حجت خدا مي باشم ».

امام عسكري(عليه السلام) نيز درضمن توقيعي ، مردم را به فقها ارجاع داده و فرمود است : مقلد و تابع بي چون و چراي فقيه جامع الشرايط باشيد 11.

امام صادق (عليه السلام) هم فرمود : من فقها را حاكم بر شما قرار دادم و آنها منصوب ما هستند و شما موظفيد در زماني كه به ما دسترسي نداريد ، به آنها رجوع كرده ، و به گفته آنها عمل كنيد و ابداً حق رد قول آنها را نداريد ، چرا كه رد آنها رد ماست و رد ما رد خداست 12.

بنابراين ، يكي از وظايف مسلم شيعه طبق دستور ائمه هدي (عليه السلام) اطاعت از فقها در تمام شئون زندگي ، اعم از زندگي فقهي . عبادي ، اجتماعي و سياسي و ... است و اين چيزي است كه خود حضرت فرمانش را صادر فرموده است اينجاست كه صحت قول من به ولايت فقيه اثبات مي شود .




14-‌ ايجاد زمينه براي آمدن امام زمان (عليه السلام) :

منظور از ايجاد زمينه صرفاً آمادگي شخصي نيست كه هر فردي موظف باشد خود را در بعد عقيدتي . اخلاقي و عملي آماده سازد ، بلكه مقصود آن است كه افراد صالح و ذي نفوذ ، مانند مراجع تقليد ودانشمندان ، خطيبان و صاحبان قلم ، دست به يك اقدام اصلاحي در جامعه بزنند ومردم را باتبليغات از خطر دشمنان آگاه كرده و به آثار وجودي امام زمان و بيان زندگي سعادتمندانه وشرافتمندانه در عصر ظهور توجه دهند و آنها رامهيا و آماده سازند و به تعبير نظامي در آماده باش كامل نگه دارند ، چرا كه هر ساعت امام زمان (عليه السلام) ظهور كرد آنان آماده باشند يعني سردمداران بايد طوري عمل كنند كه جامعه از هر جهت (عقيدتي ، فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي ، نظامي و اقتصادي ) آماده ظهور حضرت وتشكيل حكومت واحد جهاني و اجراي فرامين ديني به طور كامل باشد . اين چيزي است كه در حديثي از پيامبر اكرم (صل الله عليه و اله) در مورد ملل شرق به آن اشاره شده است ، چنانكه فرمود : يخرج ناس من المشرق فيوطون للمهدي سلطانه ؛13 مردمي از مشرق زمين قيام مي كنند و زمينه ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) را فراهم مي سازند ».

البته منظور اين نيست كه قبل از ظهور حضرت ، مردم آنچنان صالح شوند كه ديگر گرد هيچ گناه و خلافي نگردند تا گفته شود كه ديگر چه نيازي به آمدن حضرت است . بلكه ممكن است مردمي از لحاظ ديني يك زندگي صالح نداشته باشند ولي از لحاظ فكري و جهات ديگر آمادگي براي پذيرش يك حكوكت صالح را داشته باشند . مثل اينكه مردم ايران درطول مدت 15 سال تبعيدي امام خميني آمادگي پذيرش حكومت اسلامي و فرامين او را پيدا كردند . و امام آمد درحالي كه قبلاً در بين اين مردم بود .




15-‌ رعايت ادب :

به اين معنا كه حضرت مهدي را به نام صدا نزند ، بلكه با القاب شريفه ، مانند حجت . قائم ، مهدي ، صاحب الزمان و امثال آن خطاب كند .



16-‌ اظهار علاقه :

يكي از وظايف نه تنها علاقه شديد ومحبت قوي نسبت به آن حضرت است ، بلكه اظهار علاقه وشوق ديدار لازم است .



17-‌ ذكر فضايل ومناقب :

يكي از وظايف اين است كه انسان درهر جا و به هر مناسبتي كه سخني از امام زمان به ميان آورده مي شود، از فضايل ،مناقب ، معجزات ؟ كرامات و آثار وجودي او بگويد .



18-‌اظهار حزن :

يك شيعه شيفته دائم از فراق مولايش در غم واندوه به سر مي برد ، به گونه اي كه وقتي با ملاقات كني او را به طوري بيابي كه چيزي را از دست داده و محزون است . وقتي از او سوال شود كه چرا ناراحتي . به گونه اي بفهماند كه چگونه ناراحت نباشد عبدي كه مولايش ازاو روي گردان است .



19-‌ شركت در جلسات آن حضرت :

انسان وقتي به كسي علاقه مند باشد دلش مي خواهد در همه جا و ازهمه كس سخن نغز و دلپذير از محبوبش بشنود و هر جا سخن ازمحبوبش باشد . شركت كرده و گوش فرا مي دهد ، لذا بر يك شيعه امام عصر لازم است هر جا جلسه اي تشكيل مي شود كه سخن از فضايل ومناقب آن حضرت گفته مي شود ، حضور يابد واز فضايل امامش بشنود .



20-‌ تشكيل جلسات :

نه تنها در جلساتي كه ديگران تشكيل مي دهند شركت كند ، بلكه خود نيز اقدام به تشكيل جلسات براي آن حضرت نمايد و خطبا وگويندگان را براي بحث در مورد آن حضرت و ذكر فضايل ومناقب ا واز مردم براي شركت در جلسات دعوت كند .



21-‌ انتظار فرج آن حضرت :

از جمله وظايف شيعه انتظار ظهور و فرج آن حضرت است . در اين مورد . روايات بسياري وارد شده است ، گرچه مسأله انتظار، همانند ساير واژه هاي اسلامي از قبيل : زهد ، توكل و صبر و ... مورد سوء استفاده قرار گرفته و به معناي واقعي و مثبت خود بكار گرفته نشده ، غالباً انتظار به معناي منفي آن رواج دارد . ما انشاء الله در يكي از درسهاي آينده در مورد آن به تفصيل بحث خواهيم كرد .



22-‌ ترك توقيت :

نبايد براي آمدن امام وقت مشخص كرد و اگر كسي راديديم كه براي ظهور امام وقت مشخص كرد تكذيبش كنيم . چراكه از اين كار در روايات اهل بيت (عليه السلام) به شدت نهي شده و مكرر فرموده اند : «كذب الوقاتون 14» .



23-‌‌رعايت حقوق امام زمان (عليه السلام):

از جمله وظايف آن است كه حقوق حقه امام زمان (عليه السلام) را ناديده نگيرد ، به عنوان مثال خمس , از جمله حقوق مالي آن حضرت است كه بر عهده صاحبان ثروت و مكنت قرار دارد ، حقي كه از جمله فروع دين است وبر هر فرد لازم است براي خود حساب سال مالي داشته باشد و در پايان هر سال به حساب مالش برسد و اگر مازاد بر مونه زندگي خود داشت بايد خمس آن را به دست نواب عام آن حضرت و يا به اجازه آنها به مصرف برساند ، ولي متأسفانه اكثريت جامعه شيعه اهل حساب سال مالي نيستند و اهل سنت به تبعيت از خلفاي مورد قبول خود اساساً به خمس معتقد نيستند .

البته حقوق امام بر رعيت منحصر به حقوق مالي نيست ، حقوق مالي يكي از حقوق هاست . چنانكه حضرت علي (عليه السلام) فرمود : « يا ايها الناس ان لي عليكم حقاً و لكم علي حق ... و اما حقي عليكم فالوفاء بالبيعه و النصيحه في المشهد و المغيب ، والاجابه حين ادعوكم و الطاعه حين آمركم »15 ؛ اما حق من بر شما اين است كه در بيعت خويش با من وفادار باشيد ودر آشكار ونهان خيرخواه من باشيد و هر وقت شما را بخوانم اجابت كنيد و هرگاه فرمان دادم اطاعت نماييد . »

چنانكه ملاحظه مي كنيد امام (عليه السلام) در اين چند جمله به چهار حق اساسي اشاره فرموده است . همين كه معتقد به امامت امام عصر شديم بايد براي هميشه بر اين عقيده باقي بمانيم ، بادهاي تند مخالف ما را نلرزاند و دعوتهاي باطل ما را از مسير امامت منحرف نكند وتنها در جلسات و از ديدگاه مردم طرفدار امام زمان نباشيم ، بلكه در پنهاني نيز به آن حضرت عشق بورزيم و براي سلامت و تعجيل فرجش دعاكنيم ، نسبت به دوستانش دوست و در مقابل دشمنانش بايستيم ، چنان آماده ومهيا شويم كه هر ساعت آن امام همام صداي «انا بقيته الله » سر داد و ما فهميديم كه امام نياز به يار وياور دارد ، فوراً اجابت كنيم . در عصر غيبت نسبت به دستوراتش لبيك گويان بوده وتمامي فرمانش را اطاعت كنيم و سرانجام . حق امام بر رعيت تسليم بي چون و چرا در برابر او و مطيع محض بودن است . « اللهم و فقنا لما تحب وترضي » .




24-‌ احترام به منتسبين به امام زمان (عليه السلام) :

از جمله وظايف اين است كه كساني راكه منتسب به امام عصر (عليه السلام) هستند محترم شمرده و نسبت به آنها بخاطر امام زمان احترام خاصي قائل باشيم ، حال آن شخص نسبت جسماني به امام زمان داشته باشد ، مانند . سادات و يا نسبت روحاني ، مانند علما ، فقها كه نماينده اوهستند و طلاب علوم ديني كه سربازان آن حضرتند ومؤمنان كه دربين مردم معروف به امام زماني بوه و واقعاً علاقه مند به آن حضرت اند . چرا كه احترام به آنان بخاطر آن حضرت ، احترام به امام زمان است .



25-‌ توجه و تعظيم اماكن منتسب به امام زمان (عليه السلام) :

برخي اماكن كه از جهتي نسبت به امام زمان (عليه السلام) دارند : مانند مسجد سهله و مسجد اعظم در كوفه ، مسجد جمكران در قم و سرداب مقدسه در سامراء به دليل انتساب به آن حضرت در بين شيعه در طول تاريخ از قداست خاصي برخوردار بوده و شيفتگان آن حضرت چه بسا در اين اماكن مقدس به محضر امامشان شرفياب مي شدند ، مبتلايان رهايي يافته ، بيماران شفا گرفته ومحتاجان به حوايجشان مي رسيدند . لذا لازم است شيعيان نسبت به اين اماكن مقدسه توجه خاصي داشته باشند ، به آن مكانها بروند و آداب و دستوراتي كه در آن اماكن وارد شده . بجا آورنده كه شايد عزيز فاطمه (س) روزي پرده از چهره بردارد و ديدگان رمد ديده عاشقي را با ديدار جمالش نوراني فرمايد .



26-‌ رعايت حقوق برادران ديني :

كسي كه مي خواهد از شيعيان و ياران حضرت مهدي باشد بايد نسبت به حقوق برادران ديني خود همت بگمارد و بي مبالات نباشد ، چرا كه رعايت ديگران از اهم وظايف است . در اينكه حقوق برادران ديني نسبت به يكديگر چيست ؟ و به چه تعداد است ؟ خود نياز به بررسي جداگانه دارد . ما در اينجا صرفاً به نقل يك روايت از امام صادق (عليه السلام) اكتفا مي كنيم . منظور ما تنها اين است كه يك شيعه منتظر نمي تواند به گونه اي زندگي كند كه حقوق ديگران بر عهده اش باشد ، زيرا چنين كسي نمي تواند به عنوان يار و ياور آن حضرت شناخته شود .

« معلي بن خنيس » مي گويد : به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم حق مسلمان بر مسلمان چيست ؟ فرمود ، هفت حق واجب است كه اگر يكي از آنها راتباه كند از ولايت و اطلاعت خداوند خارج شده و خداوند از او بهره (طاعت و بندگي ) ندارد .

عرض كردم آنها چيست ؟ فرمود ، من بر تو نگرانم ، مي ترسم آنها راتباه سازي و بداني و عمل نكني . عرض كردم «لا قوه الا بالله » فرمود : آسانترين آنها اين است كه :

«1-‌ هر آنچه براي خود دوست داشته و مي پسندي براي برادر مسلمانت بپسندي وبراي او نپسندي آنچه برا ي خود نمي پسندي .
2-‌ از ناراضي وخشمگين كردن برادر مسلمانت پرهيز كني و آنچه مورد رضايتش مي باشد انجام دهي و اوامرش را اطاعت نمايي .
3-‌ با جان و مال و دست و پايت او را ياري كني .
4-‌ چشم و راهنما و آئينه او باشي .
5-‌‌ تو سير نباشي و او گرسنه ، تو سيراب نباشي و او تشنه و تو پوشيده نباشي و او برهنه .
6-‌ اگر داراي خدمتكار باشي و برادر مسلمنانت خدمتكار نداشته باشد ، بر توواجب است كه خدمتكارت را بفرستي تا لباسهاي او را بشويد و غذايش را آماده كند و فرشش را بگستراند .
7-‌ او را از مسئوليتهاي سوگندهايش رها ساز ي ودعوتش را اجابت كني ، در بيماري او را عيادت نمايي ، بر جنازه اش براي تشييع ،حاضر شوي ، اگر دانستي او حاجتي دارد در اداي حاجت اوشتاب كني ، تأخير در رواي حاجتش نكني كه او اظهار آن كند . بكله زودتر براي رفع نيازش بپردازي .

سپس امام صادق فرمود : وقتي كه چنين كردي دوستي خود را به دوستي او و دوستي او را به دوستي خود پيوند داده اي . »16

اين است كه گفته ايم يكي از وظايف مؤمن و شيفته امام عصر (عليه السلام) رعايت حقوق برادران ايماني است .




27-‌ ترك تسميه :

از جلمه وظايف دوستان اين است كه امام را با نام نخوانند . بلكه با القاب شريفه نام ببرند . در اين مورد . رواياتي وارد شده كه بردن نام حضرت را ممنوع دانسته است . معمولاً در توجيه اين دستور مي گويند : براي حفظ جان و سلامت امام چنين دستوري داده شده است . اگر فلسفه اين دستور اين باشد . معلوم است كه امروزه اين تقيه و ترس معنا ندارد . چراكه كسي به امام دست رسي ندارد و اين حكم مخصوص زمان امام عسكري و حداكثر دوران غيبت صغراست كه در آن زمانها حكام بني عباس در صدد دستگيري امام بودند، تا حدي كه دوستان امام را نيز تحت فشار قرار مي دادند كه چون از جايگاه امام باخبريد بايد ما را آگاه نماييد . اما امروزه كه احدي از مكان او خبر ندارد ، اگر به القاب نيز خوانده شود باز مقصود معلوم است . ظاهراً‌ اين دستور جاري نباشد، و ما طبق روال معمول كه همه كس ترك تسميه را از وظايف دانسته اند نوشته ايم . »17



28-‌ قيام به ه
ټ/p>

برگرفته از کتاب سيماي آفتاب

پي نوشت:

1- مفاتيح الجنان، اعمال شبهاي قدر.

2- منتخب الاثر، ص 503 به نقل از مصباح المتهجد ذيل دعاي اللهم عرفني نفسک.

3- کمال الدين، ص 337.

4- مکيال المکارم، ج 2، ص 157.

5- بحارالانوار، ج 51، ص 143 .

6- طبرسي،احتجاج، ج 2، ص 284 .

7- ر.ک: کمال الدين، ص 352 تا ص 357؛ غيبت شيخ طوسي؛ ص 104 تا ص 108 و بحارالانوار،
ج 51؛ ص 219، حديث 9 .

8- امامت و مهدويت، فروغ ولايت در دعاي ندبه؛ ج 1، ص 261 .

9- ر.ک: مکارم شيرازي، مهدي انقلابي بزرگ، چاپ ششم، ص 82 به بعد .

10- احتجاج، ج 2، ص 283 .

11- همان، ص 263 .

12- کافي؛ ج 1، باب اختلاف حديث، حديث10، ص 54 .

13- کنز العمال، حديث38675 .

14- منتخب الاثر، ص 463 .

15- نهج البلاغه، خطبه34 .

16- اصول کافي، ج 2، ص 169 .

17- براي توضيح بيشتر ر.ک: به انوارنعمانيه، ج 2، ص 52، بحارالانوار؛ ج 51، ص 31 به
بعد .

18- الزام الناصب، ج 1، ص 271 .

19- الزام الناصب، ج 1، ص 271 .

20- دادگستر جهان، ص 125 به نقل از الزام الناصب، ج 1، ص 271 .

21- الزام الناصب، ج 1، ص 271 .




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 5:4 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

                         

                      

 

از رسول خدا (ص) رسيده است كه فرمود: ‹‹بهترين عمل امت من انتظار فرج وگشايش از جانب خداي سبحان است .ائمه ي معصومين (ع) بارز ترين مصداق اين امر را انتظار فرج حضرت ولي عصر (ع) بيان فرموده اند. زيرا گشايش امور دينداران با ظهور آن حضرت حاصل مي شود حضرت عبدالعظيم حسني مي گويد :بر سرورم امام جواد(ع) وارد شدم تصميم داشتم از ايشان بپرسم : آيا قائم شما همان مهدي است ؟ پيش از آنكه شروع به سخن كنم آن حضرت فرمود :‹‹ ابالقاسم.... قائم ما همان مهدي است كه بايد درعصر غيبت منتظرش بود و در عصر ظهور اطاعتش كرد . او سومين فرزند من است . قسم به خدائي كه محمد (ص) را به پيامبري برگزيد وامامت را به ما اختصاص داد اگر از عمر دنيا يك روز هم باقيمانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولاني گرداند تا قائم ما خروج كند و همان طور كه زمين از جور و ظلم پر شده آن را از قسط و عدل پر گرداند ›› آنگاه فرمود : ‹‹ بهترين عمل امت من انتظار فرج وگشايش امور به دست آن حضرت است .››

او وقتی ظاهر می شود....
شخصی می گوید  به حضرت رضا (ع) عرض کردم :

صاحب الامر شمائید؟

حضرت فرمودند :

من صاحب الامر هستم ولی آن صاحب الامری که زمین را پر از عدل می کند من نیستم . من چگونه می توانم آن باشم حال آنکه بدنم ضعیف است .

حضرت رضا (ع) فرمود :

او حضرت قائم (عج) است وقتی که ظاهر می شود در سن بزرگ سالان و قیافه ی جوانان است آنچنان قدرتی دارد که اگر دستش را به سوی درختهای بلند وبزگ دراز کند از زمین بر می کند و اگر بین کوهها فریاد کند سنگ های کوه از جا کنده می شود  عصای حضرت موسی (ع) و «انگشتر» حضرت خاتم سلیمان با اوست .

ای جان به فدای جان ارزشمندت                         دلهای همه موالیان حق پابندت

کی می شود ای ماه من اندر عالم                      یکباره همه جهانیان بینندت

قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است              یازده بار شمردیم یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است          عرق شرم زمین است که سرباز کم است




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

بسم الله

بخش اول کلامم:

با عرض سلام به همه دوستان گرامی و عزیز سید

اول جا دارد کامل تشکر را داشته باشم از همه بزرگواران که با راهنمای و دلداری بنده را شرمنده کردن

بیش از ۴۶۵نظر ثبت شد در این مدت که دوستان که بعضی را نمی شناختم در این دنیای مجازی

راستش باید بگویم که فکر نمی کردم سید این همه دوست و یار در این دنیای نه توی زمان دارد.

اشک چشمانم را شبهای پر از اشک کرد زمانی که دیدم در بخش نظرهای خصوصی که بعضی از دوستان

به گونی زیبا حرفهای خود را به ما رساندن و ما را برای ادامه ره عشق مهدی موعود می خواهند یاری می خواهند

بکنند . چه بگویم که جوابگوی شما خوبان باشد والله دست قادر به نوشتن این بذل محبت شما نیست

فقط این را میگویم.دست بوس شما بزرگوار هستم و از خداوند کریم برای شما در زیر سایه توجهات آقا

صاحب الزمان مهدی فاطمه .عج. دولت عزت و سلامتی مصحلت دارم

بخش دوم کلامم:

در این مدت خیلی به سرم زد که این وب نوشته را حذف کنم  نمیدانم چرا دلم نیامد شاید برای این بود که  دو نفر از دوستان عزیز که اینجا جا دارد تشکر بی شکیب را از ایشان بکنم نام ها محفوظ

راستی چند روز دیگر منتظر خبر خوشی باشید

که می دانم همه وبلاگ نویسان مذهبی خوشحال خواهند شد

اما وقتی سه نفر از دوستان گفتن در نظرها که به قرآن هم سری بزن بعد هر کاری خواستی انجام بده .خوب ما هم که مست قرآن

هرچی اینور اونور کردیم را نداد که نداد .خداوند درقرآن اجازه نداد

و بعضی از دوستان گفته بود که به دیوان حافظ و بعضی ها گفته بودن به

دیوان امام خمینی .ره.سربزن ما هم که رفیق دوست

رفتیم که این شعر آمد

بخش سوم کلام: چرا امروز

 خانه عشق است و منزلگاه عشاق حزین است

پایه آن برتر از در وازه عرش برین است

این سرا بار افکن  می خوردگان راه یاراست

با پریشان حالی و مستی و بیهوشی قرین است

از جهان و ملک جهان بینی برون است

با گروه نیستی جویان عاشق همنشین است

اما در دلم بود که برای میلاد امام حی  حجت حق

حضرت ابا الصالح مهدی عج  مطالبی بزنم

که این دوشعر زیبا را در دیوان امام خمینی .ره. دیدم و بر دلم خانه کرد

seied

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است بجانم شرری

 که بجان آمدم و شهره بازار شدم

در میخانه گشائید برویم شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

جامه زهد و ریا کندم بر تن کردم

خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم

واعظ شهر که پند خود آزارم داد

از دم رند می آلوده مددکار شدم

بگذازید که از بتکده یادی بکنم

من که با دست بت میکده بیدار شدم

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

مهدی جان جهان در دست تو

seied

بهار آمد و گلزار نور باران شد

چمن زعشق رخ یار لاله افشان شد

سرود عشق ز مرفان بوستان بشنو

جمال یار ز گلبرگ سبزتابان شد

ندا به ساقی سر مست گلعذار رسید

که طرف دشت چو رخسار سرخ مستان شد

به غنچه گوی که از روی خویش پرده فکن

که مرغ دل ز فراق رخت پریشان شد

زحال قلب جفا دیده ام مپرس مپرس

چوابراز غم دلدار اشک ریزان شد


فریاد منتظران

مهدی خواهد آمد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

        میلاد امام عصر مبارک



لينك ثابت نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

        

میلادباسعادت امام حسین (ع)

 

وحضرت عباس شهنشاه کرببلا

 

 

وامام زین العابدین بر عموم جهان

 

 

وبه خصوص به در گاه بقیه العظم

 

 

(عج) تبریک عرض میکنم

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 8:46 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

عیدمبعث بر عموم جهان مخصوصا حضرت قائم(عج)تبریک عرض میکنم

امید وارم همیشه سالم و پرنشاط باشید

باتشکر‌سیدمحمداسماعیل نورایی نویسنده وبلاگ




لينك ثابت نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 10:50 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

خـدايا عاشقان را با غم عشـق آشنا كن

ز غم‌هاي دگر، غير از غم عشقت رها كن

 

يا الله.... 

 

« فضل و رحمت بيكران الهي »

 

به اين سه جمله توجه كنيد:

« يا من يعطي الكثير بالقليل » (1): اي كسي كه پاداش‌هاي فراوان عطا مي‌كني در مقابل عمل‌هاي كم.

« يا من يعطي من سئله »: اي كسي كه عطا مي‌كني هركه از تو تقاضا كرده است.

« يا من يعطي من لم يسئله و من لم يعرفه تحننا منه و رحمته»: اي كسي كه عطا مي‌كني به هركس كه سوال نكند و تو را هم نشناسد، فقط از باب رحمت حاجتش را برآورده مي‌كني.

بله خدا اين چنين است!... خدا خيلي كريم است. خدا خيلي سخي ست.

اگر شنيدي كه خدا به صلواتي امتي را بخشيد تعجب نكن. متحير نشو.

اگر شنيدي كه با دوبار « يا كَريمَ الْعَفــوِ » گفتن پيغمبر(ص)، جبرئيل نازل و عرضه داشت كه « يا كَريمَ الْعَفــوِ » اول را كه گفتي، صلحاي امت تو بخشيده شد و با « يا كَريمَ الْعَفــوِ » دوم، مذنبين امت هم بخشيده شد. ديگر نگو! اگر اين دفعه هم بگويي كفار هم بخشيده مي‌شوند. او هم اطاعت كرد و نگفت.

« يا مَن يُعْطيِ الْكَثيرَ بِالقَليلِ » اي خدايي كه عطا مي‌كني پاداش‌هاي فراوان در مقابل عمل‌هاي كم.

اين نماز ما چه هست؟ روزه گرفتن ما چه هست؟ روزه گرفتن ما چه هست؟

هيچ است، ولي خداوند ارحم الراحمين است.

« يا مَن يَعْطي مَنْ سَئَلَه »؛ اي خدايي كه پاداش‌هاي فراوان در مقابل كسي كه فقط دعا كرده عطا مي‌كني.

عمل هم ندارد، فقط گدايي كرده...

الله اكبر! چقدر خدا كريم است! چقدر خدا رحمت دارد!

به صرف اين كه بنده‌اش گدايي كرد، در خانه خدا دستش را بلند كرد و گفت:« يا الله يا الله يا الله » خداوند متعال دستش را خالي برنمي‌گرداند.

 

______________________________________

1. مفاتيح الجنان / دعاهاي هرروز ماه رجب.

 

منبع:  

غم عشق ( گام‌هاي نخستين در سير و سلوك )

استاد حاج شيخ عبدالقائم شوشتري

 

                                  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 8:1 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 

نعمت‌هاي خداوند و لزوم توجه به وظايف

 

 ( پندهاي پيامبر به ابوذر )

 

 

-          اي ابوذر! حقوق خداوند بزرگتر از آن است كه بندگان بتوانند به آن قيام كنند.

-           و نعمت هاي او بيش‌تر از آن است كه بندگان به شمارش آن توانا باشند.

-          ولي شما هر سحرگاه و شامگاه توبه كرده، به تقصير خود اعتراف كنيد.

-     اي ابوذر! شما در گذرگاه شب و روز، داراي عمري هستيد كه پيوسته رو به كاهش است و اعمالتان محفوظ مي‌ماند و ناگاه مرگ فرا مي‌رسد،

-          و در آن صورت هركس عمل خوبي انجام داده، نتيجه خوبي برداشت مي‌كند،

-          و هركس كار بدي انجام داده، پشيماني را درو خواهد كرد،

-          و هر كشتكار همان درود كه مي‌كارد.

-          اي ابوذر! بهره كسي را كه شتاب نمي‌كند ديگري نمي‌تواند ببرد و آزمند و طمع‌كار به انچه براي او مقدر نشده نمي‌رسد.

-          هركس به خيري رسد، خدا به او داده و هركس از شري محفوظ ماند، خدا او را نگهداري كرده است.

 

منبع: با پيامبر به سوي معراج (علي شيرواني)

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 7:59 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

در قلَه هرم اعتقادى شيعه، عقيده به مهدويت وانتظار براى ظهور وحكومت جهانى حضرت است . بنابراين رابطه انتظار و بهداشت روان، در حقيقت مبتنى بر رابطه دين و باورهاى دينى با بهداشت روان است. باورهاى دينى از طريق تغذيه روحى، معنابخشى به زندگى، اتصال به منابع قدرت، تخليه هيجانى .... زمينه هاى آرامش وبهداشت روانى را فراهم می كند .
انتظار علاوه بر اين كه از ابتلا به بيمارى هاى روانى. جلوگيرى می كند، زمينه رشد وارتقاء توانمندى هاى فرد را در ايفاى نقش هاى اجتماعى، روانى و جسمى فراهم مى سازد. وقتى حالت انتظار در انسان پديد مى آيد، مى شود اميد وآمادگى و اشتياق را در خود تجربه كرد. انتظار نور وعدالت، بارقه اميد را در دل انسان زنده می کند .
آمادگى براى انتظار نيز به اين معناست كه توانايى بردبارى بر تأخيرها وشكيبايى بر مشكلات ناشى از غيبت را داشته باشيم. وگواه صادق بر انتظار، شور واشتياق است كه از يك سو در غمِ فراق است و از ديگر سو در شوق وصال.
به طوركلى، اميد، آمادگى و اشتياق، شرايط روانى خاصى ايجاد می كند كه در جلوگيرى از بيمارى ها و ارتقاء توانمندى ها در مقابله با اضطراب ها نقش موثرى دارد.

امام زمان




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

میلاد امام علی علیه السلام بر حضرت زهرا سلام الله علیها و امام زمان علیه السلام و تمامی وبلاگ نویسان مبارک باد .

علی ابن ابيطالب   هو الحيدر (اکبری)                                    دانلود

هر کی يه يا علی بگه جاش تو بهشته (بنی فاطمه)                 دانلود 

شه آفرینش (طاهری)                                                         دانلود

 از عشق همیشه مست مستم (کریمی)                              دانلود

امام زمان




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 7:54 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 از وظايف مؤمنان، نصرت و يارى كردن آن حضرت مى باشدكه نصرت خداوند متعال است.
يارى كردن امام عصر(ع)، اين است كه مؤمن نسبت به آن چه خواست آن حضرت است، اقدام نمايد. نصرت در زمان غيبت به آن است كه مؤمن خودسازى كند و در حق آن حضرت و شيعيان او دعا نموده، مناقب و فضايل آن حضرت را بيان نمايد.
اما نصرت در زمان ظهور، با جهادكردن دركنار امام(ع) و صبر بر سختى ها و بذل مال و جان به دست مى آید. 
دفاع از امام(ع) و صيانت از دين او و سنت رسول اكرم(ص) نوعى يارى کردن آن حضرت است .
در وجود ولى عصر(ع) امورى جمع شده كه هركدام از آن ها موجب اهتمام ورزيدن در نصرت و يارى آن جناب است، زيرا كه يارى نمودن او، يارى كردن مظلوم، و نصرت غريب و يارى عالم، وكمك به ذى القربى، و نصرت ولى نعمت، و يارى نبودن واسطه نعمت و نصرت كسى است كه خداوند او را يارى مى كند، و نصرت كریم، شريف، طريد، خونخواه و مهجور است .

امام زمان 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

میلاد امام جواد علیه السلام بر پدر بزرگوارش امام رضا علیه السلام و امام زمان علیه السلام و تمامی وبلاگنویسان مبارک باد .

امشب زکدامین می، سرمستم و دیوانه (طاهری)                  دانلود

یا جواد الائمه گل زهرا (واعظی)                                          دانلود

 امام رضا عیدی می ده (حدادیان)                                       دانلود

 اِشارت ای مستان گل رضا آمد (ارضی)                                دانلود

امام زمان

             




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 7:46 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

 با سلام محضر آقایم  ابا صالح المهدی 

آقا جان امشب بجوری دلم هوای کوی  شما رو کرده ای کاش دلم مثل یک کبوتر پر می کشید و می اومد جمکرون با دلی پاک سلامت می دادم .....اون وقت می رفتم وضو می گرفتم ودورکعت نماز زیارت میخوندمو  بعد می شستم با امام زمان درد دل میکرم...

بهش میگفتم آقاجون می دونم خیلی بدم هیچکی ندونه خدا میدونه تومی دونی من کیم ...... اما با این حرفا آقا میشه اون روی زیباتو ببینم....یا پیغامی از شما به من برسه ... چرا که اگه خواستي من تو را نبينم پس چرا منو عاشق خودت كردي؟ آقا درسته من روسيهم ، اما كرم شما كجاست ؟ مولاي من ... آقا خیلی خیلی دعام کن که محتاج دعاتم ...

 

 

   یا ابا صالح ظهورت دیر شد

                                            عاشقت از درد هجران پیر شد

             خاک تو با اشکهاشان آشناست

                                             انعکاس ناله ها شان در فضاست

             پایگاه صاحب عصر و  زمان

                                              پرچمت افراشته ای جمکران

             جمکران گنجینه اسرارها

                                             جمکران بالاتر از پندارهاست

              عاشق دلخسته مهدی بیا

                                             ای دلت بسته مهدی بیا

             از کجا جویی دوای دردها ؟

                                             جمکران دارالشفای دردها

             حاجت ار خواهی دراینجا می دهند

                                          بوی مهدی می دهداین سرزمین

             می خزند اینجا دل بشکسته را

                                              باز آرند آبروی رفته را

              بهتر از هر دلبری اینجا بود

                                             حجه بن العسکری اینجا بود

            اندر این مسجد صلا باید زدن

                                            حجت حق راصدا باید زدن

           دستها سوی سما باید نمود

                                           بهر آن حضرت دعا باید نمود

        ((خادم سلاله الزهرا)) در جستجوی آبرو

                                           سر بنه بر خاکهای کوی او

                  چون سگی بر خانه اش فریاد کن

                     بندگی کن  خاطرش را شاد کن

 

شعر: سید محمد تقی مداح

 

خداوندا، مـا را از پيروان وسر بازان امام زمان (عج) قرار بده وقلب مبارك آن حضرت را از ما راضي وخشنود بفرما

 

التماس دعا




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:27 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

سلام بر مهدی عطر خوش زندگی .....

با عرض سلام خدمت شما دوستان مهدی فاطمه ...

 از اینکه به ما سر زدید بسیار از شما متشکرم ...دوستان عزیز بنده به علت نزدیک شدن به امتحانات پایان ترم  نمی توانم دیگر به شما دوستان مهدی فاطمه  سر بزنم ویا مطلب بنویسم ....انشالله اگر بعد امتحانات زنده ماندیم و این سعادت را داشتیم که بتوانیم دوباره شما دوستان خوبم را زیارت کنم  حتما به شما سر می زنم ....فقط ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید  وهمچنین دعاکنید  ما بتوانیم  در همه آزمون ها که مهمترین آن آزمون اللهی است سربلند و پیروز باشیم ....انشالله که در پناه قرآن موفق وموئید باشید ....منتظر حضور سبزتان در وبلاگ مهدی فاطمه سلام هستم ....همیشه مهدوی باشید ومنتظر

 

عصر آدینه

 

غروب جمعه  را  انگار خدا آفریده است تا آدینه همه دردها و زخم های شیعیان باشد و رنج سال ها غربت از امام و زخم سال ها یتیمی  امت را بنمایاند ؛ با این  همه ، غروب دلگیر آدینه با همه غم زدگی اش انگار لبریز از معرفت است؛ پر است از بانگ جرس و شاید آهنگ بیدار باش خداست که به رنگ غروب در آمده است . 

آشفتگی روح را عصر جمعه به وضوح حس می کنی ، روحی که مدام تحملمان می کند، زمینی بودنمان را ، غرق بودنمان  در دنیا را و در بند اسارت بودنمان را ، تا خاکی ترین بخش هستی فرود می آید و او که از جنس آسمان است در زمین خاکی آشفته می شود.

وعصر جمعه انگار زمان کوتاهی برای رهایی روح است . برای همین است که عصر جمعه دلت هوای قرآن خواندن می کند و هوای راز ونیاز و دعای سماوات . دلت از دنیا می گیرد ؛ از دنیای که پر است از زیبایی های دروغین ، عشق های دروغین ، لذت های دروغین ودلت برای حقیقت پر می زند.

غروب جمعه ، آینه  دل تنگ  توست تا در آن محکش بزنی که تا کجا عاشق است و منتظر ؟

از امامش چه می داند و از رسولش و از خدایش ؟

ونم نمک زمزمه روح را می شنوی که : (( خدایا خودت ! را به من بشناسان ، بارالها ! با رسولت آشنایم کن . مهربانا  ! حجتت را ، امام زمانم را ، مولایم را به من بشناسان که اگر حجتت را به من ننمایی ، از راه تو گمراه خواهم  شد))

(( لطیفا ! در دینت ثابتم گردان ، به طاعتت مشغولم دار  و در  آزمونی که برای خلق بر نهادی ، پیروزم کن )) و قلبم را مطیع ولی امرت دار ))

عصر جمعه عشقی  در دلت موج می زند و حسرت عمیق دوری از امام در دلت تیر می کشد . حالا با تمام وجودت زمزمه می کنی : (این بقیه الله ) تازه می فهمی  که دنیا چه قدر  وابسته  اوست  وبودن ، تا چه حد به او نیازمند است . پس چشمانت ، همه وجود و حتی خدا را شاهد  می گیری که به او  وبه هرچه او به آن ایمان  دادر ، مومنی و این  که دوستش می داری ، که تسلیم  امر اویی و مطیع او ، به مقام بلندش ، به علم و دانایی اش و به ولایتش اعتراف می کنی  ونیز به رجعتش و این بازگشت شیرین را سخت انتظار می کشی .

وقتی این نسیم  خوش معرفت تمام وجودت را عطراگین می کند ، از همه آنچه دوره ات کرده ، بیزار  می شوی ، از رنگارنگی دنیا ، از سر و صدا های فریبنده ، از حرف های پوچی که دانه دانهه  زنجیر عذابت را می بافند، از دویدن  های پی در پی و بی پایانت به دنبال سراب دنیا و از خویش منزجر می شوی که چه قدر غرق در دنیایی و چه قدر  از انتظار  حقیقت  دوری و چه قدر  بودن  را از دست داده ای و به چه چیزهای  کوچکی دل بسته ای .

بزرگی ما انسانها  آن قدر است که زمین و آسمان و کوه در تحمل بار امانتی که کشیده ایم درمانده اند، اما گاه آن قدر کوچک می شویم که دل به  قطعه ای از این  زمین و آنچه در آن است می بندیم . سینه های آسمانی  ما کهکشان عشق خداست ، اما گاه در این پهنه  سترگ عاشقی  ، دل به دنیای  خاکی می بندیم . و چه قدر آن لحظه غافلیم ، غافلیم  از بزرگی خود ، از  عظمت روح و از جایگاه  بلند خلیفه اللهی مان.

و عصر جمعه لحظه آشتی با روح است .

 لحظه  رها کردن روح از اسارت خاک  در دنیای خاکی ،

استشمام  عطر انتظار و لحظه حس کردن نسیم امید است .

عصر های جمعه بوی امام می دهد بوی موعود بر حقمان ، بوی سبز بهاران.

 

 

کتاب روح بهار –نویسنده :منیره زارعان-ناشر موسسه بوستان کتاب قم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

ای عشق بهانه سرودن دارم

هر لحظه امید با تو بودن دارم

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 11:4 قبل از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

شهید عباس قاسمي:

خدایا نمیدانم

وقتی ما گناه میکنیم تو به ملائکه

چه

میگویی؟؟؟؟

با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیزم از اینکه نمی توانم برای مدتی در خدمت شما باشم متاسفم ولی به هر حال به یاد شما هستم ممنون می شم بادادن نظرات خوبتون منو راهنمایی کنید.......

یا مهدی مددی مولا


 از عشق تو گفتيم و نمک گير شديم/

تا ساحل چشمان تو تکثير شديم گفتند که روز جمعه خواهي آمد/

 آنقدر نيامدي که ما پير شديم ***

تعجيل در ظهور آقامون 3 صلوات بفرستيد

خداحافظ تا دوماه دیگه

راستی التماس دعا داریم

          یا مهدی




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:5 بعد از ظهر توسط ..:: راوی امام زمان(عج) ::..

*

صادق-73 صادق-73 صادق-73